الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣١٠ - احتجاج حضرت امير بر مهاجر و انصار
جور و الم نپسندد بلكه آنچه به بندگان عايد و عيان گردد جزاى فعل و پاداشت عمل ايشان است .
شهادت خزيمة بن ثابت انصارى براى امير المؤمنين على عليه سلام البارى بعد ازو خزيمة بن ثابت الانصارى كه از اعيان اصحاب رسول بارى بود بر پاى خواست و گفت اى معشر مردمان آيا ميدانيد كه رسول آخر الزمان شهادت مرا بجاى دو كس از اهل ايمان قبول مينمود و با هيچ احدى از شما اين احسان نمىنمود گفتند بلى چنين بود .
پس آنگاه گفت من شهادت ميدهم و خداى عالم را بشهادت مىآرم كه من از حضرت رسول شنيدم كه فرمود اهل بيت من فاروق بين الحق و الباطلاند .
زيرا كه ايشان ائمه دين و حافظ شرع سيد المرسليناند اقتدا و اقتفا بايشان واجب و لازم و فرض و متحتم است و بر من بنا بر آيه ذو المنن * ( وَما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ ) * آنچه واجب و لازم بود تبليغ آن بشما رسانيدم و ذمه خود را از آن برى گردانيدم .
شهادت ابو الهيثم بن التيهان براى امير المؤمنين على امام الانس و الجان بعد از آن ابو الهيثم بن التيهان كه او نيز از اعيان انصار سيد الابرار بود بر پاى خواست و گفت :
اى معاشر المسلمين من در روز خم غدير بشرف صحبت خدمت سيد ولد آدم حاضر بودم در آن هنگام آن خلاصه انام على عليه السّلام را بولايت و امامت خاص و عام معين و مقرر نمود و در حق آن حضرت فرمود كه « من كنت مولاه » فعلى مولاه در آن وقت بسيارى از انصار و امت بيشمار گفتند كه اينكه سيد البريه صلى الله عليه و آله اقامت على نمود البته بواسطه خلافت و ولايت امتست .