الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٩١ - احتجاج حضرت امير بر مهاجر و انصار
بالاى منبر رود .
بواسطه همين مطلب و مدعا بخدمت شما آمديم تا در آن باب با شما مشورت نمائيم و مطلع بر رأى صوابنماى شما گرديم تا ما را بهر چه مأمور گردانى معمول گردانيم و از حكم و فرمان عاليشان شما درنگذريم .
در آن دم ولى ايزد عالم روى مبارك بجانب اصحاب رسول حضرت ايزد تعالى و تبارك آورده فرمود كه اى خلاصه اصحاب حضرت رسالتمآب بخداى كه اگر اين كار از شما سانح و اصدار يابد بىشبهه بيقين شما در ميان اصحاب سيد الانام در نزد پروردگار عاصى و گنهكار خواهيد بود .
در خوبى و اخلاص شما سخن نيست چه شما در ميان اصحاب سيد انام چون نمك در طعام بلكه مشابه كحل ابصار اهل روزگاريد .
زنهار الف زنهار مرتكب آن كار مشويد كه شمشيرها از غلاف اهل خلاف بيرون آيد و جنگ و قتال و فتنه تمام و آشوب در ميان رجال بهم رسد و بنوعى فساد و حركت در ميان اهل بدعت بهم رسد كه بر ما و شما لازم گردد كه مستعد حرب و قتال و مهياى جنگ و جدال گرديم و مهم آن كار بجائى رسد كه شما خود بنزد من آمده گوئيد كه اى على بيعت بر خلافت ابى بكر نماى و الا ما شما را بقتل آريم در آن دم بر من لازم آيد كه آن را بجهت قوم از خود دفع نمايم و بغير جنك و جدال انصرام و تمشيت اين امر محال است .
و حضرت نبى ايزد متعال قبل از وفات خود مرا نصيحت و اعلام از قيل و قال رجال نمود كه اين امت بعد از ارتحال و انتقال من برحمت حضرت ذو الجلال بچه نوع اين جماعت عهد و بيعت و پيمان و مصافقت كه من در باب شما با آن جماعت كردم نقض نمايند و بر عهود و مواثيق خود وفا ننمايند و منزله تو بنزد من اى على نسبت منزله هارون است بموسى عليه السّلام .
چنانچه امت آن حضرت در زمان حضور موسى عليه السّلام بنا بر حكم حضرت كليم عليه السّلام تمامى آن امت كليم عبوديت و طاعت هارون نبى عليه التحية و التسليم را عبيد -