نمونه هاى ايثار حضرت مسلم(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٨ - ادامه مبارزه
مسلم با بكر بن حمران مبارزه نمود، بكر با ضربهاى به لب مسلم آسيب رساند سپس به مسلم ضربهاى ديگر از پشت سر وى فرود آورد، پس از آن او را محاصره كرده و سنگ و چوب و آتش از پشت بام بر او فرو ريختند به گونهاى كه ديگر نتوانست به مبارزه ادامه دهد، بر اثر خستگى و زخمهايى كه بر بدن داشت به ديوار خانهاى تكيه داد، فرزند اشعث به او گفت: اگر تسليم شوى در امان خواهى بود!!
مسلم گفت: آيا به من امان خواهى داد؟
گفت: آرى.
سپس مسلم به لشكريان كه گرد او جمع شده بودند گفت: آيا من در امان هستم، آنان پاسخ دادند: آرى.
مسلم آنگاه فرياد برآورد و اعلام كرد: اگر به من امان نداده بوديد، تسليم نمىشدم، چهارپايى آورده و او را بر آن نشاندند، شمشيرش را از او گرفته، دستهايش را بستند، مسلم احساس كرد كه به او خيانت كردهاند لذا ديدگانش پر از اشك گرديد. سپس گفت: اين خيانت و ناروايى است كه بر خاندان بنىهاشم شده است.
محمد بن اشعث به وى گفت اميدوارم كه به تو آسيبى وارد نگردد.
گفت: اين اميدى بيش نيست، اماننامه شما كجاست؟ و در حاليكه زير لب انا للَّهو انا اليه راجعون مىگفت، گريست.