نمونه هاى ايثار حضرت مسلم(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٧ - ادامه مبارزه

چگونه ميخواهى با ديگران وارد كارزار شوى!!

فرزند اشعث به امير پيام داد: گمان مى‌كنى من را بسوى بقالى از بقالان و يا كفاشى ازكفاشان كوفه گسيل داشتى؟ آيا اى امير نمى‌دانى كه من را بسوى شيرى دلاور و قهرمانى نستوه از بهترين فرزندان بنى‌هاشم كه در دستش شمشيرى برّان است اعزام داشتى؟ ابن زياد پيام داد به وى امان بدهيد تا بتوانيد او را دستگير كنيد.

مسلم با اينكه آن روز به تنهايى مى‌جنگيد ولى قهرمانيهاى زيادى از خود نشان داد و بر دشمنان چيره گرديد بطوريكه دشمنانش در شگفت ماندند.

راز رشادتهاى مسلم، بى‌ارزش پنداشتن مرگ و شوق ديدار با خدا بود وى در حين مبارزه چنين مى‌سرود:

«مرگ فرا مى‌رسد واى برتو، هر آنچه مى‌خواهى انجام بده‌

زيرا بى‌شك تو نيز مرگ را خواهى چشيد

در مقابل سرنوشت كه خداوند رقم مى‌زند بايد صبر كرد

زيرا سرنوشت خدا بر بندگانش حكمى است جارى.»

) هو الموت فاصنع ويك ما انت صانع‌

 

فانت لكاس الموت لاشك جارع‌

فاصبر لأمر اللَّه جل جلاله‌

 

فحكم قضاء اللَّه فى الخلق ذائع‌