نمونه هاى ايثار حضرت مسلم(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢١ - ادامه مبارزه

ادامه مبارزه‌

پير زن كنار در خانه ايستاده، منتظر رسيدن فرزندش بود كه هنوز به منزل نرسيده بود، كوفه نيز در اضطراب و دلهره مى‌سوخت، فرزندش بلال به گروه مزدوران بنى‌اميّه وابسته شده بود كه اين امر زن را بسيار نگران كرده بود زيرا اين مزدوران اهميت نمى‌دادند كه با چه كسى خواهند جنگيد بلكه در مقابل مقدارى پول وارد كارزار مى‌شدند، و زمانيكه ابن زياد وارد كوفه شد به جنگجويان وعده داد كه حقوق آنان را ده واحد اضافه خواهد كرد بشرط آنكه با فرزند رسول اللَّه وارد جنگ شوند، و هيچكس سؤال نكرد، ده از چه؟ از درهم يا دينار و يا چيز ديگرى؟ .. بالاخره ده عدد خرما به آنان بيشتر داد و مزدوران جز سكوت چاره‌اى نداشتند!!

پس از انتظار طولانى، زن به خانه بازگشت درحاليكه هنوز آرامش پيدا نكرده بود، مجدداً در را گشود، و به كوچه چشم‌