شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ١٠ - مقدمه
از همه جهت بكوشند تا مردم خصوصا طلاب علوم ديني را باين عالم غيب معتقد سازند و اتفاقا در كتب فرنگى و مترجم هم مؤيدات آن بسيار است (مانند على اطلال المذهب المادى از فريد وجدى) و پس از آن اصول دين را بطورى كه علماى ما ثابت كردهاند خالى از روش فلاسفه يونانى بلكه مطابق با اين كتاب تجريد كه بهترين كتاب است تعليم دهند اما بالعكس مىبينيم هر چه ميكنند بضرر دين است مثلا شبهه در ولايت ائمه دين كردن و منكر عصمت آنها شدن كه در زمان ما مرسوم گشته سبب سستى مردم در متابعت آنان ميگردد و بيش از اين كه هستند از فرمان خدا بيرون ميروند.
بايد طريقه تعليم كلام را نيك آموخت كه مبناى آن اصلا بر عقل است زيرا كه اگر از كسى بپرسند بچه دليل مسلمانى هر چه بگويد در جواب تو منتهى بعقل ميشود اگر گويد خدا را شناختم بدليل آنكه هر اثرى مؤثرى دارد عالم نيز مؤثر دارد و مؤثر او خدا است ملحد گويد عالم هميشه بود گوينده در ميماند.
در علم كلام نميتوان گفت چون پيغمبر و امام فرمودند عالم حادث است ما هم ميگوئيم حادث است چون مخالف و مسلمان شاك گويد قول پيغمبر و امام را من قبول ندارم چون بر من پيغمبرى او ثابت نشده است تا قول او را بپذيرم و اگر باو بگويند چون تو پيغمبرى پيغمبر را قبول ندارى مرتدى و كافر و بر حسب قواعد شرع بايد ترا كشت مخالف گويد كشتن من دليل صحت مطلب شما نميشود اما مخالف در ظاهر اقرار ميكند تا كشته نشود و چون محيط آزادى يافت حقيقت عقيده خويش را اظهار ميدارد چنانكه هزار بار از مهاجران بلاد مقدسه ديدهايم يكى از عقايد اسلامى نبوت پيغمبر است و كسى اقرار بنبوت ميكند كه اقرار بخداى فرستنده او داشته باشد وقتى فرستنده ثابت نشد پيغمبر هم كه فرع بر آن است ثابت نميشود. وقتى خدا را موهوم دانستند فكر در معجزات هم نميكند.
ديگر از عقايد اسلامى امامت است كه خاص شيعه و آن هم متوقف بر ثبوت پيغمبر و ثبوت پيغمبر فرع اقرار بخداى تعالى است.
ديگر از عقايد معاد است و آن هم فرع ثبوت پيغمبر است و پيغمبرى فرع ثبوت