شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ١١ - مقدمه

خداى تعالى و ثبوت خداى تعالى بعقل پس مبدأ علم كلام و اصول دين عقل است.

اگر بعقل حدوث عالم را ثابت كرديم و خداى را بعقل ثابت كرديم همه اصول را ميتوان ثابت كرد اما بايد ثابت كرد چنانكه در قلوب جاى گيرد و معتقد بدان معناست كه با هر منكرى مقابل شود يقين كند او درست ميگويد و منكر خطا ميكند مانند كسى كه خود خورشيد را ديده و اگر هزار نفر گويند خورشيد طلوع نكرده است باور نخواهد كرد.

بارى بايد طالب علوم دينى بداند واجب‌ترين واجبات بر او معارضه با بى‌دينان است نه بطريقى كه آنها را در بى‌دينى خود راسخ‌تر گرداند يعنى خرافات غير معقول را برخ آنها بكشد و آنان را بقبول آن مجبور كند چنانكه عادت بسيارى از اهل زمانه است مثلا روح مجرد را منكر شدن و حيات جسمانى را براى ماده ثابت كردن، و همه اينها مبنى بر اين است كه از معقول نگريزند و بى‌دانستن عقايد بدليل، متصدى هدايت مردم نگردند بايد كينه با علم معقول را كنار گذارند و اگر در كتب كلام چند مسأله طبيعى كه هيچ ارتباط با دين و خدا و پيغمبر ندارد و متكلمين ما نقل كردند مانند هيئت بطلميوس و حركات دورانى و عدد عناصر دليل آن ندانند كه همه مطالب عقلى و مستدل آنها غلط است چه بسيار غلط در كتب ديگر هم هست و ميخوانند اما ميدانند باطل شده است و رأى علما از آن برگشته و مراد ما جز نصيحت و خيرخواهى براى دين نيست بلكه مقصود آن است كه بترك معقول و كلام و اصول دين تيشه بر ريشه خود نزنند.

أما كتاب تجريد نام كتاب در غالب تصانيف تجريد الكلام ضبط شده است اما چون شرح علامه حلى قدس سرّه كشف المراد فى شرح تجريد الاعتقاد است و ما باين شرح عنايت تام داشتيم در همه جاى كتاب تجريد الاعتقاد آورديم.

و آنچه خود مؤلف در متن فرمود سميته تجريد العقائد بهر حال كتابى است جامع و دقيق در كلام موافق مذهب اماميه و شرح بسيار بر آن نوشته‌اند و ميتوان گفت‌