چهارده نور پاك (فارسي)
(١)
شناسنامهء پيامبر عاليقدر اسلام (صلى الله عليه وآله)
٤ ص
(٢)
گزارش انتخاب نام
٥ ص
(٣)
پيشگفتار
٦ ص
(٤)
سيره و روش پيشوايان معصوم (عليها السلام)
٧ ص
(٥)
1 - تربيت و اخلاق
٧ ص
(٦)
2 - اجتماع و سياست
٨ ص
(٧)
3 - مكتب و اعتقاد:
٨ ص
(٨)
4 - منبع فقه و قانون:
٩ ص
(٩)
5 - درس مقاومت و پايدارى:
١٠ ص
(١٠)
6 - نهضت هاى علمى و آموزشى:
١٠ ص
(١١)
7 - فرماندهى ستاد جبهه امتناع:
١١ ص
(١٢)
8 - ظهور مكاتب گوناگون و مبارزه با آنها:
١٢ ص
(١٣)
9 - ناشناخته ماندن سيماى قهرمانان اسلام:
١٢ ص
(١٤)
10 - موضع گيريهاى سياسى و اجتماعى:
١٣ ص
(١٥)
11 - در مقام استشهاد:
١٤ ص
(١٦)
12 - مسئوليت مشترك:
١٥ ص
(١٧)
13 - نگهبانان مكتب و شريعت:
١٦ ص
(١٨)
امام رضا (عليه السلام) و مأمون
١٧ ص
(١٩)
14 - پيشوايان وزمامداران خودسر:
١٨ ص
(٢٠)
15 - تحكيم عقائد:
٢٠ ص
(٢١)
16 - ارتباط امام وامت:
٢١ ص
(٢٢)
قصيده فرزدق
٢٢ ص
(٢٣)
آيا حكومت را قبضه مى كردند؟
٢٢ ص
(٢٤)
پاسخ:
٢٣ ص
(٢٥)
17 - رعايت حال شيعه:
٢٣ ص
(٢٦)
از ديدگاه آيات قرآنى
٢٤ ص
(٢٧)
از ديدگاه روايات و احاديث
٢٥ ص
(٢٨)
1 - حديث سفينه:
٢٦ ص
(٢٩)
2 - حديث ثقلين:
٢٦ ص
(٣٠)
از ديدگاه شعر وادبيات
٢٦ ص
(٣١)
بخش اول / جهان در روزگار بعثت خاندان توحيد
٣٠ ص
(٣٢)
اجداد و نياكان پيامبر اسلام
٣١ ص
(٣٣)
قصى
٣٢ ص
(٣٤)
عبد مناف
٣٣ ص
(٣٥)
هاشم
٣٣ ص
(٣٦)
خصوصيات اخلاقى او
٣٣ ص
(٣٧)
عبد المطلب
٣٥ ص
(٣٨)
حفر زمزم
٣٥ ص
(٣٩)
عبد المطلب
٣٥ ص
(٤٠)
اعتقادات عبد المطلب به معاد
٣٦ ص
(٤١)
عدالت گسترى عبد المطلب
٣٦ ص
(٤٢)
غوغاى عام الفيل
٣٧ ص
(٤٣)
عبد الله پدر پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله وسلم
٣٧ ص
(٤٤)
آمنه مادر رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم
٣٨ ص
(٤٥)
ولادت نور
٣٨ ص
(٤٦)
مراسم نامگذارى
٣٨ ص
(٤٧)
در ميان قبيله بنى سعد
٣٩ ص
(٤٨)
مرگ مادر
٤٠ ص
(٤٩)
مرگ عبد المطلب
٤١ ص
(٥٠)
سفر نخستين به ديار شام
٤٢ ص
(٥١)
فاطمه دختر اسد
٤٢ ص
(٥٢)
حلف الفضول
٤٣ ص
(٥٣)
سفر دوم به شام
٤٤ ص
(٥٤)
انگيزه هاى ازدواج با خديجه
٤٤ ص
(٥٥)
از ازدواج تا بعثت
٤٥ ص
(٥٦)
فرزندان او از خديجه
٤٦ ص
(٥٧)
درايت و تدبير در مورد نصب حجر اسود
٤٧ ص
(٥٨)
على (عليه السلام) تربيت يافته مكتب رسالت
٤٨ ص
(٥٩)
بخش دوم / مراحل دعوت و پذيرندگان اسلام بعثت
٥١ ص
(٦٠)
دعوت در خانواده
٥٣ ص
(٦١)
ايمان آورندگان
٥٣ ص
(٦٢)
نخستين زن مسلمان
٥٤ ص
(٦٣)
دعوت پنهانى
٥٥ ص
(٦٤)
اسلام جعفر بن ابيطالب
٥٦ ص
(٦٥)
اسلام حمزة بن عبد المطلب
٥٦ ص
(٦٦)
اجتماع در خانه ارقم
٥٦ ص
(٦٧)
دعوت خويشاوندان
٥٧ ص
(٦٨)
نخستين نماز
٥٨ ص
(٦٩)
دعوت عمومى
٥٨ ص
(٧٠)
واكنش در برابر دعوت
٥٩ ص
(٧١)
دعوت عمومى و ابلاغ همگانى
٦١ ص
(٧٢)
موسم حج
٦٢ ص
(٧٣)
ابو لهب و ام جميل زن او
٦٣ ص
(٧٤)
هجرت به حبشه
٦٣ ص
(٧٥)
مهاجران حبشه در نوبت دوم
٦٤ ص
(٧٦)
محاصره اقتصادى
٦٨ ص
(٧٧)
مواد اطلاعيه
٦٩ ص
(٧٨)
وضع رقت بار بنى هاشم
٧٠ ص
(٧٩)
بطلان عهدنامه قريش
٧١ ص
(٨٠)
درگذشت ابو طالب و خديجه
٧٤ ص
(٨١)
ايمان ابى طالب
٧٥ ص
(٨٢)
مقدمات هجرت
٧٥ ص
(٨٣)
نخستين پيمان عقبه
٧٧ ص
(٨٤)
دومين پيمان عقبه
٧٨ ص
(٨٥)
بخش سوم / هجرت، گامى به سوى هدف هجرت
٨٠ ص
(٨٦)
قريش پيش از هجرت مسلمانان به يثرب
٨٠ ص
(٨٧)
حضار مجلس
٨١ ص
(٨٨)
اطلاع رسول خدا (صلى الله عليه وآله)
٨٢ ص
(٨٩)
دستور هجرت
٨٢ ص
(٩٠)
پيامبر در غار ثور
٨٣ ص
(٩١)
جانبازى در راه حقيقت
٨٤ ص
(٩٢)
دنباله جريان مهاجرت
٨٦ ص
(٩٣)
خروج از غار
٨٧ ص
(٩٤)
برنامه مسافرت
٨٧ ص
(٩٥)
ورود به دهكده قبا
٨٨ ص
(٩٦)
شور و شوق مردم يثرب
٨٩ ص
(٩٧)
تأسيس مسجد مركز و پايگاه اسلامى
٩٠ ص
(٩٨)
هجرت مبدأ تاريخ اسلام
٩٢ ص
(٩٩)
آثار و ثمرات هجرت
٩٣ ص
(١٠٠)
ايجاد وحدت سياسى اجتماعى
٩٣ ص
(١٠١)
پيمان عدم تجاوز
٩٤ ص
(١٠٢)
تشكيل سپاه عقيده
٩٥ ص
(١٠٣)
مانورهاى نظامى
٩٦ ص
(١٠٤)
هدف از مانورهاى جنگى چه بود؟
٩٧ ص
(١٠٥)
تبديل قبله
٩٧ ص
(١٠٦)
داستان تغيير قبله اين چنين بود
٩٨ ص
(١٠٧)
بخش چهارم / پيامبر الگوى زندگى خلاق او، تجسم عملى قرآن
١٠٢ ص
(١٠٨)
امانت و صداقت
١٠٢ ص
(١٠٩)
نظم و برنامه در زندگى
١٠٣ ص
(١١٠)
فنا در جمع
١٠٤ ص
(١١١)
اثر وضعى اخلاق پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله)
١٠٤ ص
(١١٢)
خدمت به خلق
١٠٦ ص
(١١٣)
گذشت و بزرگوارى
١٠٦ ص
(١١٤)
نظافت و پاكيزكى
١٠٧ ص
(١١٥)
عبادت و پارسائى
١٠٧ ص
(١١٦)
روش پيامبر در تبليغ اسلام
١٠٨ ص
(١١٧)
ايستادگى در راه مكتب
١٠٨ ص
(١١٨)
تاكتيكها و روشها
١٠٩ ص
(١١٩)
1 - حركت شبانه:
١٠٩ ص
(١٢٠)
2 - هجوم سريع:
١٠٩ ص
(١٢١)
3 - جمع آورى اطلاعات از اوضاع دشمن:
١٠٩ ص
(١٢٢)
استتار و رد گم‌كنى
١٠٩ ص
(١٢٣)
حفظ اسرار نظامى
١١٠ ص
(١٢٤)
صف آرائى منظم
١١٠ ص
(١٢٥)
ابتكار عمل
١١١ ص
(١٢٦)
شعارها و رمزها
١١١ ص
(١٢٧)
روحيه عالى
١١٢ ص
(١٢٨)
عمرو بن جموح چريك پير
١١٣ ص
(١٢٩)
پيام سعد بر رزمندگان
١١٣ ص
(١٣٠)
صحنه هاى كارزار مسلمانان
١١٥ ص
(١٣١)
جنگ بدر (19 رمضان سال دوم هجرى)
١١٥ ص
(١٣٢)
موقعيت استراتژيكى بدر
١١٧ ص
(١٣٣)
استماع پيشنهاد
١١٧ ص
(١٣٤)
پس از جنگ بدر
١١٨ ص
(١٣٥)
جنگ بنى قنيقاع
١١٩ ص
(١٣٦)
سال سوم هجرت
١٢٠ ص
(١٣٧)
جنگ احد
١٢٠ ص
(١٣٨)
راز شكست در جنگ احد
١٢٢ ص
(١٣٩)
بخش پنجم / پيام به سران حكومتها و ملل جهان پيام به سران حكومتها
١٢٤ ص
(١٤٠)
حجة الوداع
١٢٥ ص
(١٤١)
غدير خم
١٢٧ ص
(١٤٢)
رحلت
١٢٧ ص

چهارده نور پاك (فارسي) - دكتر عقيقى بخشايشي - ج ١ - الصفحة ٩٨ - داستان تغيير قبله اين چنين بود

گذاشت. برخى اصرار مى كردند كه پيامبر هرچه زودتر رهسپار مدينه گردد ولى او در انتظار پسر عموى خويش على (عليه السلام) بود. از سوى ديگر على (عليه السلام) پس از مهاجرت پيامبر اسلام، در مكه اقامت گزيد و در نقطه اى از مكه ايستاد و گفت: هر كس پيش محمد امانت و سپرده‌اى دارد بيايد از ما بگيرد و كسانى كه پيش پيامبر امانت داشتند با دادن نشان و علامت، امانتهاى خود را پس گرفتند، سپس طبق سفارش پيامبر اسلام، زنان هاشمى و از آن جمله فاطمه دختر پيامبر اسلام، مادر خودش فاطمه دختر اسد و مسلمانانى را كه تا آن روز موفق به مهاجرت نشده بودند، همراه خود به مدينه آورد. على (عليه السلام) در دل شب از طريق " ذى طوى " عازم مدينه گرديد. سرانجام انتظار به پايان رسيد، على (عليه السلام) وارد قبا گرديد. ابن اثير مىنويسد: هنگامى كه على (عليه السلام) وارد قبا گرديد خون از قدمهاى او مى ريخت، به پيامبر خبر دادند كه على آمد. ولى قدرت اين كه خدمت شما بيايد در خود ندارد، رسول خدا بلافاصله به نقطه اى كه على (عليه السلام) بود تشريف برد و او را در بغل گرفت و هنگامى كه چشم او به پاهاى آماس كردهء او افتاد، قطرات اشك از چشمان او سرازير گرديد. (١) پيامبر خدا (صلى الله عليه وآله) نخستين نماز جمعه را در قبا برگزار نمود و مردم را به محبت ومودت، باهم توصيه فرمود.
شور وشوق مردم يثرب پس از چند روز اقامت در قبا، پيامبر (صلى الله عليه وآله) وعلى (عليه السلام) با همراهان راه يثرب (مدينه) را پيش گرفتند. يثرب شهر شور وشوق و التهاب بود. مردم در انتظار تشريف فرمائى پيامبر اسلام ثانيه شمارى مى كردند، اينك كاروان كوچك ميان شور و هلهلهء مهاجرين و انصار وارد شهر يثرب مى شد مردم اعم از زن و مرد و پير و جوان به سوى كاروان كوچك مى دويدند و چشم دوختن به جمال پيامبر را متبرك مىشمردند. قبيله‌هاى اوس و خزرج از ورود رسول خدا آگاه شدند، لباس و سلاح بر تن كردند و به استقبال او شتافتند،

١. كامل بن اثير ج ٢، ص ٧٤، استاد سبحانى، فروغ ابديت.
(٩٨)