ناحيه عملى آن مى باشد چون اين نوع تفكر در نظر انسان، روش منفى را محبوب جلوه گر مى سازد حتى از رهبرى و زعامت فكرى امت هم محروم مى سازد از اين رو نگارنده اعتقاد دارد كه از ضرورتهاى اسلامى مهم و قابل عنايت، اثبات عملى خطاى اين نوع تفكر در اذهان است و ضرورت دارد زندگى ائمه را بر اساس يك نظريه كلى مورد بررسى قرار داد در طول خط سير آنان، نقش مشترك فعالى كه در حمايت از رسالت و اعتقاد داشته اند مورد عنايت و توجه قرار گيرد. و بر جنبه اثباتى پيام و رسالت آنان، بيشتر تكيه نموده شود تا جنبههاى منفى و عزلت آنان و به نقش مشترك و فعال آنان در حمايت از رسالت و مكتب، اعتماد و توجه بايد داشت. تا جنبه منفى و سلبى.
قابل توجه است كه پيشوايان معصوم (عليه السلام) على رغم توطئه اى كه در ارتباط با دور ساختن آنان از محور قدرت و حكومت جريان داشت، در عين حال پيگيرى و مراقبت لازم را با استمرار مسئوليت خود در محافظت از رسالت و روش اسلامى وحفظ و نگهدارى آن رسالت در رو به روئى با خط انحراف و دور افتادن از مبانى و ارزشهاى واقعى آن داشته اند، و در روزگارانى كه سقوط و انشعاب و انحراف به حد علو وفوران خود، رسيده و سپس هر روز شدت مى گرفت پيشوايان تدابير لازم و پيش بينىهاى مناسب را داشته اند و توانسته اند آن خط انحرافى را خنثى سازند.
امام رضا (عليه السلام) و مأمون باز در نظر بگيريد داستان هجوم وحشتناكى كه به سوى كاخ مأمون در ارتباط با خشمناك بودن امام رضا (عليه السلام) صورت گرفت به حدى كه مأمون چاره اى جز پناه بردن به امام را نداشت امام رضا (عليه السلام) با صراحت بيان كرد: " از خدا دربارهء امت اسلامى تقوى داشته باش. تو امور امت را تباه ساخته اى و امور را به افرادى واگذار نموده اى كه بر خلاف حكم خدا، دستور مى دهند... ". (١)
چهارده نور پاك (فارسي)
(١)
شناسنامهء پيامبر عاليقدر اسلام (صلى الله عليه وآله)
٤ ص
(٢)
گزارش انتخاب نام
٥ ص
(٣)
پيشگفتار
٦ ص
(٤)
سيره و روش پيشوايان معصوم (عليها السلام)
٧ ص
(٥)
1 - تربيت و اخلاق
٧ ص
(٦)
2 - اجتماع و سياست
٨ ص
(٧)
3 - مكتب و اعتقاد:
٨ ص
(٨)
4 - منبع فقه و قانون:
٩ ص
(٩)
5 - درس مقاومت و پايدارى:
١٠ ص
(١٠)
6 - نهضت هاى علمى و آموزشى:
١٠ ص
(١١)
7 - فرماندهى ستاد جبهه امتناع:
١١ ص
(١٢)
8 - ظهور مكاتب گوناگون و مبارزه با آنها:
١٢ ص
(١٣)
9 - ناشناخته ماندن سيماى قهرمانان اسلام:
١٢ ص
(١٤)
10 - موضع گيريهاى سياسى و اجتماعى:
١٣ ص
(١٥)
11 - در مقام استشهاد:
١٤ ص
(١٦)
12 - مسئوليت مشترك:
١٥ ص
(١٧)
13 - نگهبانان مكتب و شريعت:
١٦ ص
(١٨)
امام رضا (عليه السلام) و مأمون
١٧ ص
(١٩)
14 - پيشوايان وزمامداران خودسر:
١٨ ص
(٢٠)
15 - تحكيم عقائد:
٢٠ ص
(٢١)
16 - ارتباط امام وامت:
٢١ ص
(٢٢)
قصيده فرزدق
٢٢ ص
(٢٣)
آيا حكومت را قبضه مى كردند؟
٢٢ ص
(٢٤)
پاسخ:
٢٣ ص
(٢٥)
17 - رعايت حال شيعه:
٢٣ ص
(٢٦)
از ديدگاه آيات قرآنى
٢٤ ص
(٢٧)
از ديدگاه روايات و احاديث
٢٥ ص
(٢٨)
1 - حديث سفينه:
٢٦ ص
(٢٩)
2 - حديث ثقلين:
٢٦ ص
(٣٠)
از ديدگاه شعر وادبيات
٢٦ ص
(٣١)
بخش اول / جهان در روزگار بعثت خاندان توحيد
٣٠ ص
(٣٢)
اجداد و نياكان پيامبر اسلام
٣١ ص
(٣٣)
قصى
٣٢ ص
(٣٤)
عبد مناف
٣٣ ص
(٣٥)
هاشم
٣٣ ص
(٣٦)
خصوصيات اخلاقى او
٣٣ ص
(٣٧)
عبد المطلب
٣٥ ص
(٣٨)
حفر زمزم
٣٥ ص
(٣٩)
عبد المطلب
٣٥ ص
(٤٠)
اعتقادات عبد المطلب به معاد
٣٦ ص
(٤١)
عدالت گسترى عبد المطلب
٣٦ ص
(٤٢)
غوغاى عام الفيل
٣٧ ص
(٤٣)
عبد الله پدر پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله وسلم
٣٧ ص
(٤٤)
آمنه مادر رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم
٣٨ ص
(٤٥)
ولادت نور
٣٨ ص
(٤٦)
مراسم نامگذارى
٣٨ ص
(٤٧)
در ميان قبيله بنى سعد
٣٩ ص
(٤٨)
مرگ مادر
٤٠ ص
(٤٩)
مرگ عبد المطلب
٤١ ص
(٥٠)
سفر نخستين به ديار شام
٤٢ ص
(٥١)
فاطمه دختر اسد
٤٢ ص
(٥٢)
حلف الفضول
٤٣ ص
(٥٣)
سفر دوم به شام
٤٤ ص
(٥٤)
انگيزه هاى ازدواج با خديجه
٤٤ ص
(٥٥)
از ازدواج تا بعثت
٤٥ ص
(٥٦)
فرزندان او از خديجه
٤٦ ص
(٥٧)
درايت و تدبير در مورد نصب حجر اسود
٤٧ ص
(٥٨)
على (عليه السلام) تربيت يافته مكتب رسالت
٤٨ ص
(٥٩)
بخش دوم / مراحل دعوت و پذيرندگان اسلام بعثت
٥١ ص
(٦٠)
دعوت در خانواده
٥٣ ص
(٦١)
ايمان آورندگان
٥٣ ص
(٦٢)
نخستين زن مسلمان
٥٤ ص
(٦٣)
دعوت پنهانى
٥٥ ص
(٦٤)
اسلام جعفر بن ابيطالب
٥٦ ص
(٦٥)
اسلام حمزة بن عبد المطلب
٥٦ ص
(٦٦)
اجتماع در خانه ارقم
٥٦ ص
(٦٧)
دعوت خويشاوندان
٥٧ ص
(٦٨)
نخستين نماز
٥٨ ص
(٦٩)
دعوت عمومى
٥٨ ص
(٧٠)
واكنش در برابر دعوت
٥٩ ص
(٧١)
دعوت عمومى و ابلاغ همگانى
٦١ ص
(٧٢)
موسم حج
٦٢ ص
(٧٣)
ابو لهب و ام جميل زن او
٦٣ ص
(٧٤)
هجرت به حبشه
٦٣ ص
(٧٥)
مهاجران حبشه در نوبت دوم
٦٤ ص
(٧٦)
محاصره اقتصادى
٦٨ ص
(٧٧)
مواد اطلاعيه
٦٩ ص
(٧٨)
وضع رقت بار بنى هاشم
٧٠ ص
(٧٩)
بطلان عهدنامه قريش
٧١ ص
(٨٠)
درگذشت ابو طالب و خديجه
٧٤ ص
(٨١)
ايمان ابى طالب
٧٥ ص
(٨٢)
مقدمات هجرت
٧٥ ص
(٨٣)
نخستين پيمان عقبه
٧٧ ص
(٨٤)
دومين پيمان عقبه
٧٨ ص
(٨٥)
بخش سوم / هجرت، گامى به سوى هدف هجرت
٨٠ ص
(٨٦)
قريش پيش از هجرت مسلمانان به يثرب
٨٠ ص
(٨٧)
حضار مجلس
٨١ ص
(٨٨)
اطلاع رسول خدا (صلى الله عليه وآله)
٨٢ ص
(٨٩)
دستور هجرت
٨٢ ص
(٩٠)
پيامبر در غار ثور
٨٣ ص
(٩١)
جانبازى در راه حقيقت
٨٤ ص
(٩٢)
دنباله جريان مهاجرت
٨٦ ص
(٩٣)
خروج از غار
٨٧ ص
(٩٤)
برنامه مسافرت
٨٧ ص
(٩٥)
ورود به دهكده قبا
٨٨ ص
(٩٦)
شور و شوق مردم يثرب
٨٩ ص
(٩٧)
تأسيس مسجد مركز و پايگاه اسلامى
٩٠ ص
(٩٨)
هجرت مبدأ تاريخ اسلام
٩٢ ص
(٩٩)
آثار و ثمرات هجرت
٩٣ ص
(١٠٠)
ايجاد وحدت سياسى اجتماعى
٩٣ ص
(١٠١)
پيمان عدم تجاوز
٩٤ ص
(١٠٢)
تشكيل سپاه عقيده
٩٥ ص
(١٠٣)
مانورهاى نظامى
٩٦ ص
(١٠٤)
هدف از مانورهاى جنگى چه بود؟
٩٧ ص
(١٠٥)
تبديل قبله
٩٧ ص
(١٠٦)
داستان تغيير قبله اين چنين بود
٩٨ ص
(١٠٧)
بخش چهارم / پيامبر الگوى زندگى خلاق او، تجسم عملى قرآن
١٠٢ ص
(١٠٨)
امانت و صداقت
١٠٢ ص
(١٠٩)
نظم و برنامه در زندگى
١٠٣ ص
(١١٠)
فنا در جمع
١٠٤ ص
(١١١)
اثر وضعى اخلاق پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله)
١٠٤ ص
(١١٢)
خدمت به خلق
١٠٦ ص
(١١٣)
گذشت و بزرگوارى
١٠٦ ص
(١١٤)
نظافت و پاكيزكى
١٠٧ ص
(١١٥)
عبادت و پارسائى
١٠٧ ص
(١١٦)
روش پيامبر در تبليغ اسلام
١٠٨ ص
(١١٧)
ايستادگى در راه مكتب
١٠٨ ص
(١١٨)
تاكتيكها و روشها
١٠٩ ص
(١١٩)
1 - حركت شبانه:
١٠٩ ص
(١٢٠)
2 - هجوم سريع:
١٠٩ ص
(١٢١)
3 - جمع آورى اطلاعات از اوضاع دشمن:
١٠٩ ص
(١٢٢)
استتار و رد گمكنى
١٠٩ ص
(١٢٣)
حفظ اسرار نظامى
١١٠ ص
(١٢٤)
صف آرائى منظم
١١٠ ص
(١٢٥)
ابتكار عمل
١١١ ص
(١٢٦)
شعارها و رمزها
١١١ ص
(١٢٧)
روحيه عالى
١١٢ ص
(١٢٨)
عمرو بن جموح چريك پير
١١٣ ص
(١٢٩)
پيام سعد بر رزمندگان
١١٣ ص
(١٣٠)
صحنه هاى كارزار مسلمانان
١١٥ ص
(١٣١)
جنگ بدر (19 رمضان سال دوم هجرى)
١١٥ ص
(١٣٢)
موقعيت استراتژيكى بدر
١١٧ ص
(١٣٣)
استماع پيشنهاد
١١٧ ص
(١٣٤)
پس از جنگ بدر
١١٨ ص
(١٣٥)
جنگ بنى قنيقاع
١١٩ ص
(١٣٦)
سال سوم هجرت
١٢٠ ص
(١٣٧)
جنگ احد
١٢٠ ص
(١٣٨)
راز شكست در جنگ احد
١٢٢ ص
(١٣٩)
بخش پنجم / پيام به سران حكومتها و ملل جهان پيام به سران حكومتها
١٢٤ ص
(١٤٠)
حجة الوداع
١٢٥ ص
(١٤١)
غدير خم
١٢٧ ص
(١٤٢)
رحلت
١٢٧ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
چهارده نور پاك (فارسي) - دكتر عقيقى بخشايشي - ج ١ - الصفحة ٢٣ - ١٧ - رعايت حال شيعه:
١. در اينجا بى مناسبت نمى بينيم، حديثى را كه فردى از خلف بن حماد از احمد بن عمر حلبى نقل كرده است و مشعر به حالت تنفر و انزجار امام رضا (ع) مى باشد از فوائد رجاليه مرحوم بحر العلوم نقل نمائيم: احمد بن عمر حلبى گويد در منى به حضور امام رضا (ع) رسيدم و شكايت نمودم كه ما خاندانى بوديم كه مورد غبطه و خوشحالى و نعمت بوديم ولى اكنون همهء اينها از دستمان بيرون رفته است اكنون نيازمند افرادى شده ايم كه آنان خود روزگارى نيازمند ما بودند؟
امام (ع) فرمود: احمد! آيا خوشحال مى شوى تو نيز آنچه را كه اين ستمگران دارند داشته باشى در حالى كه روى زمين پر از طلا مال تو باشد؟ گفتم نه اى فرزند رسول خدا! فرمود: پس از همين جا برگرد و هيچكس خوشحالتر از تو نيست در صورتى كه تو سرمايه اى دارى كه با جهان پر از طلا معامله نمى كنى؟ آيا بشارت ندهم كه خداوند متعال به وسيله تو وآباء و اجداد تو اين مرحله را ميسر ساخت. (رجال سيد بحر العلوم ج ١، ص ٢٢٠).
قابل توجه در اين روايت كلمه: " اين ستمگران است " كه مى تواند بيانگر مفهوم بس ارزنده اى در موقعيت آن روز امام بوده باشد.
امام (ع) فرمود: احمد! آيا خوشحال مى شوى تو نيز آنچه را كه اين ستمگران دارند داشته باشى در حالى كه روى زمين پر از طلا مال تو باشد؟ گفتم نه اى فرزند رسول خدا! فرمود: پس از همين جا برگرد و هيچكس خوشحالتر از تو نيست در صورتى كه تو سرمايه اى دارى كه با جهان پر از طلا معامله نمى كنى؟ آيا بشارت ندهم كه خداوند متعال به وسيله تو وآباء و اجداد تو اين مرحله را ميسر ساخت. (رجال سيد بحر العلوم ج ١، ص ٢٢٠).
قابل توجه در اين روايت كلمه: " اين ستمگران است " كه مى تواند بيانگر مفهوم بس ارزنده اى در موقعيت آن روز امام بوده باشد.
(٢٣)