فهرست موضوعى تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٨٢
كَذا قَضَى اللَّهُ لِلْا قْلامِ مُذْ بُرِيَتْ ٢٤ ٣٨٣
كى رفتهاى ز دل كه تمنّا كنم تو را؟ ٢٠ ٣٥٨
گامى دو سه، بر ما نه، اشكى دو سه هم بفشان ١٤ ١٤٥
گداى كوى تو از هشت خلد، مستغنى است، ٢٣ ٣٥٩
گر بميرد، نميرد نام حق ٢٤ ٣٦٤
گر تو را از غيب چشمى باز شد ١٢ ١٥٥
گر حكم شود كه مست گيرند ١١ ٣٠٨
گرم به دامن وصل تو دسترس باشد ٢٦ ٤٤٠
گرم تو دوستى، از دشمنان ندارم باك! ١٦ ٣٥٠
گفت بايد حدّ زند هشيار، مرد مست را ١١ ٣٠٨
گفتم: كه با مكر و فسون ١٢ ١٥٦
گيرم كه تو از سرِ گنه درگذرى ٢٧ ١٨٩
لاتَعْجَلَنَّ فَقَدْ أَتاكَ، ١٧ ٢٧٤
لا وَ الَّذِى أَنَا عَبْدٌ مِنْ خَلائِقِهِ، ٢٣ ٣٨١
لا وَ أَبِيْكَ ابْنَةَ الْعامِرِ ٢٥ ٢٧٨
لا هُمَّ إِنَّ الْمَرْءَ يَمْنَعُ رَحْلَهُ فَامْنَعْ رِحالَكَ ٢٧ ٣٥٨
لَقَدْ أَكْرَمَ اللَّهُ النَّبِىَّ مُحَمَّداً ٢٤ ٩٠
لَنا ذَنُوبٌ وَ لَكُمْ ذَنُوبٌ، ٢٢ ٤١٣
لَيْسَ عَلَى اللَّهِ بِمُسْتَنْكِرٍ ١١ ٤٨٥
ما از تو، به غير از تو، نداريم تمنا ١٢ ٤٥٦
ما به تو قائم چو تو قائم بذات ١٢ ٣٧٧
مادر موسى چو موسى را به نيل! ١٦ ٣٨
ما همه فانى، و بقا، بس تو راست، ٢٣ ١٤٦
مُفْجَعَةٌ قَدْ شَفَّها فَقْدُ أَحْمَدَ ٢٤ ٩٠
من از دو روزه عمر آمدم به جان، اى خضر! ٢٦ ١٥١
من كه باشم كه بر آن خاطر عاطر گذرم ٢٦ ٦٤
ميان دو كس جنگ چون آتش است ٢٧ ٤٥٣
مىبرد هر جا كه خاطر خواه او است ٢١ ٧٦
مىبرد هر جا كه خاطر خواه اوست ١٨ ٤٧٣
مىبرد هر جا كه خاطرخواه اوست ٢٠ ٢٠٥
ناريان مر ناريان را جاذبند ١٤ ٤٥٣
نازى كند يك دم، فرو ريزند قالبها ١٦ ٢٠٤
نتوان مُرد به ذلت كه در اينجا زادم ٤ ١٢٣
نطفه پاك ببايد كه شود قابل فيض ١٢ ٣٢٦
نقش هستى نقشى از ايوان او است ١٥ ٢٧٠
نوريان مر نوريان را طالبند ١٤ ٤٥٣
نه چشم فلك گريان و نى خاطر خورشيد ٢١ ١٩٢