تقيه
(١)
1- پرسشها پيرامون «تقيّه»
٢ ص
(٢)
1- آيا در تعليمات اسلامى دستورى به نام «تقيّه» وجود دارد؟
٢ ص
(٣)
2- و آيا تقيّه محافظهكارى آميخته با ترس نيست؟
٢ ص
(٤)
مفهوم و ماهيت «تقيّه»
٢ ص
(٥)
2- تقيّه در همه مكتبهاى پيشرو
٥ ص
(٦)
3- چهرهاى از تقيّه سازنده در قرآن
٨ ص
(٧)
4- تقيّه مؤمنان راستين
١١ ص
(٨)
چهره ديگرى از تقيّه
١١ ص
(٩)
5- چهره تقيّه در روايات اسلامى
١٤ ص
(١٠)
1- احاديثى كه مىگويد تقيّه يك نيروى دفاعى و حفاظتى است
١٤ ص
(١١)
2- تقيّه سنّت پيامبران مجاهد است
١٥ ص
(١٢)
3- تقيّه يا پست فرماندهى
١٥ ص
(١٣)
4- تقيّه و حفظ حقوق مسلمانان
١٦ ص
(١٤)
6- در كجا بايد سدّ تقيّه را شكست
١٧ ص
(١٥)
تفاوت «تقيّه» با «نفاق»
١٧ ص
(١٦)
7- در كجا تقيّه واجب است (و فلسفه آن)
٢٢ ص
(١٧)
1- براى ذخيره نيروها (تقيّه محافظ)
٢٢ ص
(١٨)
2- براى مكتوم داشتن برنامهها (تقيّه تاكتيكى)
٢٣ ص
(١٩)
3- تقيّه براى حفظ ديگران (تقيّه ايمنى بخش)
٢٤ ص
(٢٠)
8- تقيّه تحبيبى يك شاهكار ديگر
٢٦ ص
(٢١)
9- افشاگران فداكار
٣٠ ص
(٢٢)
10- موضع تقيّه در يك مكتب انقلابى
٣٤ ص

تقيه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣ - چهره ديگرى از تقيّه

پدر ومادر عمار مقاومت كردند و سرانجام كشته شدند، اما عمار آنچه را دشمن خواسته بود بر زبان جارى كرد و دست از سر او برداشتند، ولى ناگاه به خود آمد كه‌اى واى بر من! نكند اين اظهار بيزارى لفظى مرا از صفوف مسلمانان خارج ساخته باشد؛ مضطرب شد و چشمهايش مثل ابر بهار اشك فرو ريخت و گريه‌كنان به سوى پيامبر صلى الله عليه و آله شتافت.

در چنين موقع آيه فوق نازل شد و گفت: «هيچ كس حق ندارد بعد از ايمان آوردن به سوى كفر بازگردد (و چنين كسانى سرنوشت دردناكى دارند) مگر آنها كه تحت فشار قرار گيرند و با زبان، سخنى برخلاف ايمان گويند اما قلبشان با ايمان راسخ، محكم باشد ...»

پيامبر صلى الله عليه و آله در اين‌جا سخنى فرمود كه مفادش اين بود: «اما پدر و مادرت عجله كردند و بسوى بهشت شتافتند ولى تو هم كارى كردى كه در اسلام مجاز بود؛ اگر باز با چنين صحنه‌اى روبه‌رو شدى، هر چه مى‌خواهند بگو و جانت را حفظ كن (كه به آن نياز داريم) و اين جريانات لطمه‌اى به ايمان تو وارد نخواهد ساخت».

آنها كه با تاريخ زندگى «عمار ياسر» آشنا هستند و چهره او را در اواخر عمر مخصوصاً به هنگام جنگ صفين، كه در صف ياران اميرمؤمنان عليه السلام با لشگر بيدادگر شام پيكار مى‌كرد- به خاطر دارند مى‌دانند كه او يك انقلابى «آبديده» و «پرتوان» و «پويا» بود، از همان مردانى كه همچون «ابوذر» در روزهاى سخت سرنوشت اجتماع خويش را در دست دارند و با جنبش‌هاى آگاهانه خويش پرده‌ها را از چهره‌هاى دشمنان كنار مى‌زنند.

اما همين عمار ياسر انقلابى به هنگامى كه جوان بود و اسلام هم جوان، از روش تقيّه استفاده كرد و نيروى خود را براى ميدان‌هاى جنگ، و براى مبارزات ميان حق و باطل كه پس از پيامبر صلى الله عليه و آله مخصوصاً در دوران بنى‌اميّه روى داد، ذخيره كرد؛ و به همين دليل پيامبر صلى الله عليه و آله نيز بر كار او صحه گذارد».

اما چگونه- با اين حال- عمل پدر و مادر عمار كه هر دو پرده تقيّه را دريدند و تسليم مرگ شدند يك عمل صحيح و سعادتبخش بود؟ در بحث اقسام تقيّه، به خواست خدا از آن سخن خواهيم گفت.