توحيد از ديدگاه آيات و روايات - کریمی، جعفر - الصفحة ٣٧
حركت ابرها مؤثّر است، در بسط و گسترش آنها نيز مؤثّر مىباشد. و اين بهمعناى آن است كه عوامل طبيعى در طول مشيّت و اراده الهى قرار دارند و هر موجودى هر خاصيت و اثرى دارد از او بوده و تأثير استقلالى و افاضه وجود مخصوص خداست.
تحليلهاى نادرست در توحيد افعالى
دو گروه كه از درك و تبيين معناى صحيح توحيد افعالى عاجز ماندهاند در تحليل آن، راه افراط و تفريط طى كرده و هر كدام به طريقى، دچار انحراف از صراط مستقيم توحيد گرديدهاند. اينك به بيان و نقد اين دو نظريه مىپردازيم:
١- ديدگاه اشاعره
اين گروه، وجود هر گونه تأثير و عليت را در ميان پديدهها و موجودات عالم انكار كرده و معتقدند كه هر جا پاى تأثير و ايجاد به بيان آيد، مؤثّر و پديدآورنده بدون واسطه آن خداست. آنان در اين مورد، اصطلاح خاص و معروفى بهنام «عادة اللّه» را مطرح نموده، مىگويند: عادت الهى بر اين جارى شده كه در شرايط خاصى، پديده معيّنى را بهوجود آورد، و گرنه اسباب و شرايط هيچ تأثيرى در پيدايش آن ندارند. بهعنوان مثال، اگر آتش مىسوزاند، سوزاننده اصلى، خداست. اما عادتش چنين است كه وقتى آتش- بر فرض- با دست انسان تماس پيدا كند، خداوند بهطور مستقيم، سوختن را در دست او مىآفريند. آنان بهدنبال اين اعتقاد خود، گرفتار انحراف بزرگ ديگرى شده و افعال و اعمال انسان را نيز مخلوق خدا دانسته و دچار مسلك «جبر» شدهاند.
بىپايگى نظريه اشاعره از آنچه پيشاز اين بيان شد، روشن مىگردد؛ زيرا «اصل تأثيرگذارى علل طبيعى» مورد پذيرش قرآن است و آنچه بايد مورد توجه قرار گيرد اين استكه هيچ موجودى هيچگونه استقلالى نداشته و در تأثيرگذارى خود تحتفرمان و اراده خداوند است.
حضرت امام رضا عليه السلام در نامهاى به يكى از ياران خود چنين مىنويسد:
«قالَ اللَّهُ يَابْنَ آدَمَ، بِمَشِيَّتي كُنْتَ انْتَ الَّذي تَشاءُ لِنَفْسِكَ ما تَشاءُ وَ بِقُوَّتى ادَّيْتَ الَىَّ فَرائِضي وَ بِنِعْمَتى قَوَيْتَ عَلى مَعْصِيَتي جَعَلْتُكَ سَميعًا بَصيرًا قَويًّا» «١»