توحيد از ديدگاه آيات و روايات - کریمی، جعفر - الصفحة ١٢٤
بهمعناى اندازه، اندازهگيرى و نهايت چيزى استعمال مىشود. «١» شهيد مطهرى قدس سره درباره معناى اين دو واژه مىنويسد:
معناى قضا و قدر الهى درباره حوادث جهان، اين است كه اين حوادث از ناحيه ذات حق، قطعيت و حتميت يافتهاند ... و معناى تقدير الهى اين است كه اشيا، اندازه خود را از آن ناحيه كسب كردهاند. «٢»
حضرت امام رضا عليه السلام درباره معناى «قدر و قضا» فرمود:
«هِىَ الْهَنْدَسَةُ وَ وَضْعُ الْحُدُودِ مِنَ الْبَقاءِ وَالْفَناءِ. وَالْقَضاءُ هُوَ الْابْرامُ وَ اقامَةُ الْعَيْنِ» «٣»
قدر، مهندسى و اندازهگيرى موجودات و تعيين مقدار بقا و هنگام فناى آنهاست. و قضا، اتقان و قطعى شدن چيزى و بهپا داشتن آن است.
ب- قضا و قدر از اصول جهانبينى اسلامى: در قرآن و روايات، آفرينش و اداره امور عالم براساس قضا و قدر الهى، طبق مفهومى كه ذكر شد، بيان گرديده و ايمان به اين اصل، لازم شمرده شده است. قرآن مجيد مىفرمايد:
«انَّا كُلَّ شَىْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ» «٤»
البته ما هر چيز را به اندازه آفريديم.
«بَديعُ السَّمواتِ وَالْارْضِ وَ اذا قَضى امْراً فَانَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ» «٥»
هستى بخش آسمانها و زمين اوست و هنگامى كه فرمان وجود چيزى را صادر كند، تنها مىگويد: «موجود باش» و آن، موجود مىشود.