فاطمه حامى ولايت

فاطمه حامى ولايت - حسینی شاهرودی، سید محمد - الصفحة ٨٦

آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ. وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبينَ. امْ حَسِبَ الَّذينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ أَنْ يَسْبِقُونا ساءَ ما يَحْكُمُونَ «١» به‌نام يكتا بخشاينده مهربان. الف. لام. ميم، آيا مردم پنداشته‌اند كه چون بگويند: ايمان آورديم، رهايشان مى‌كنند و ديگر آزمايشى در كار نيست. ما مردمى را كه پيش از آنان بودند آزموديم، تا خدا راستگويان را معلوم كند و دروغگويان را بازشناساند. آيا آنان كه خود را به گناه مى‌آلايند، مى‌پندارند كه از ما سبقت مى‌گيرند (و از قهر و عقاب ما خلاصى مى‌يابند) وه، كه چه بد داورى مى‌كنند.
سلمان فارسى در اين باره مى‌گويد: وقتى به على عليه السلام خبر دادم كه هم‌اكنون ابوبكر بر منبر پيامبر صلى الله عليه و آله نشسته و مردم نه با يك دست بلكه با دو دست او بيعت مى‌كنند!، فرمود:
- اى سلمان! هيچ فهميدى اول كسى كه روى منبر پيامبر صلى الله عليه و آله با او بيعت كرد چه كسى بود؟
- نفهميدم، ولى پيرمردى سالخورده را ديدم كه بر عصا تكيه كرده و ميان دو چشمش جاى سجده است به‌طورى كه در عبادت بسيار كوشا مى‌نمود. او به ابوبكر گفت: مدتها چشم‌انتظار خلافت تو بوده‌ام و بعد گفت: «يومٌ كيوم آدَمَ» يعنى يك روز به روز آدم (كه سبب شد با سجده نكردن بر او از بهشت رانده شوم. حال امروز با اين كار سبب گرديدم كه فرزندان آدم از بهشت رانده شوند).
- اى سلمان! آيا او را شناختى؟