فاطمه حامى ولايت

فاطمه حامى ولايت - حسینی شاهرودی، سید محمد - الصفحة ٢٨

افَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ الهَهُ هَواهُ وَ اضَلَّهُ اللَّهُ عَلى‌ عِلْمٍ. «١» آيا ديدى كسى‌را كه معبود خود را هواى نفس خويش قرار داده و خداوند او را با آگاهى (بر اينكه شايسته هدايت نيست) گمراه ساخته است.
اگر انسانى با ابراز اين عقيده خود را در سطح الوهيت قرار دهد و با ابراز رأى خود، انگيزه الوهيت و مشروعيت بخشيدن به خويش داشته باشد، مصداق اين آيه كريمه خواهد شد. از اين رو در چنين شرايطى كه مردم سر از اطاعت از امام حق برتافته‌اند و خود را صاحب اختيار مطلق مى‌دانند، اگر رهبرى به دست امام على بن ابيطالب عليه السلام هم باشد، شكست مى‌خورد.
نقش و راه اقبال مردم‌ حضرت ابراهيم عليه السلام، به مشكل عدم اقبال مردم به حكومت حق توجه داشت. از اين‌رو، به خداوند عرض كرد: خدايا! من و دودمان انبياء ابراهيمى، همه در اين رسالت سهيم هستند. ما بت‌شكنيم. ما از هيچ قدرتى ترس نداشته و نداريم و فرعونيان امواج آتش را افروختند و مراحل ابراهيم سوزى را به‌راه انداختند. در همه اين شرايط تنها تسليم اراده تو بودم. ملكوت آسمان‌ها و زمين را به ما نشان دادى. «٢» بنابراين، ما از جان عالم باخبريم، با تبر بتها را در هم مى‌كوبيم و به آتش نيز مى‌رويم و از آن نمى‌ترسيم و توان انجام همه اينها را در خود مى‌بينيم، ولى حقيقت اين است كه تنها با ارتباط داشتن با ملكوت و توان بت‌شكنى نمى‌توان‌