فاطمه حامى ولايت - حسینی شاهرودی، سید محمد - الصفحة ٩
بنياد و پيكر دين بر دو ركن ركين يعنى قرآن و عترت استوار است. دو ركنى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله تمسك به آن را موجب سعادت و عدم انحراف از صراط مستقيم ذكر كرد و شناخت و پيروى از آن دو را بر هر مسلمانى لازم دانست. حضرت زهرا عليها السلام بىترديد اصل و اساس عترت است و شناخت آن حضرت ما را در شناخت دين يارى مىكند:
صديقه طاهره، سرور بانوان دو جهان و عصمت كبرا در خانه وحى زاده شد و با توجهات خاص پدر گرامىاش كه معمار بزرگ دين بود، رشد و بالندگى يافت و از آن سرچشمه جوشان معارف سيرآب گرديد. آن حضرت در اخلاق و رفتار و در منش و كردار چون رسول الله صلى الله عليه و آله بود. و اگر كسى در جستجوى پيامبر بود شخصيت حضرتش را در آينه وجود دخترش مىجست؛ زيرا فاطمه زهرا عليها السلام انسانى كامل بود، چنانكه حضرت امام خمينى عليها السلام فرموده است: تمام ابعادى كه براى زن متصور است و براى يك انسان متصور است در فاطمه زهرا عليها السلام جلوه كرده بود. «١» با رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله شعلههاى آتش كينه و انتقام كه تا آن روز در زير خاكستر نفاق پنهان بود زبانه كشيد و دوران پر از نشاط و اميد زندگانى بانوى اسلام در زمان حيات رسول خدا صلى الله عليه و آله به اضطراب و يأس تبديل شد و كينههايى كه دشمنان اسلام از جنگ بدر و احد و خيبر و حنين به دل داشتند بيشتر آشكار گشت.
احزاب گوناگون و گروههاى مختلف به جنب و جوش آمدند تا هم از اسلام انتقام بگيرند و هم از اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله و فاطمه زهرا عليها السلام در مركز اين دايره بود كه تيرهاى زهرآگين دشمنان از هر طرف بهسوى او پرتاب مىشد.
فراق و جدايى دردناك پدر، مظلوميت غمانگيز و جانكاه همسر، تلاش دشمنان براى ايجاد انحراف در دين و اختلاف در صفوف مسلمانان دست به دست هم داده بود و قلب و روح پاك فاطمه عليها السلام را سخت مىفشرد ولى آن حضرت وظيفه داشت كه نگاهبان دين باشد و از زحمات طاقتفرساى پدرش بهخوبى پاسدارى كند. در