فاطمه حامى ولايت

فاطمه حامى ولايت - حسینی شاهرودی، سید محمد - الصفحة ٦٣

بدعتها، آرام و خاموش باشد. بايد مسلمانان را از حركت بسوى جاهليت گذشته آگاه سازد. در حالى كه جمعى از زنان اهل بيت اطرافش را احاطه كرده‌بودند، روانه مسجد شد. راه‌رفتن او به راه‌رفتن پدرش پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله شبيه بود. ابوبكر با گروهى از مهاجران و انصار در مسجد نشسته بودند.
ميان فاطمه زهرا عليها السلام و حاضران چادرى آويختند. دختر پيامبر صلى الله عليه و آله نخست صيحه‌اى زد كه مجلس را لرزاند و حاضران به گريه افتادند. سپس اندكى خاموش ماند تا مردم آرام گرفتند. آنگاه سخنان خود را آغاز كرد. «١» در بخشى از اين سخنرانى تاريخى، شيوا، بليغ، گله‌آميز، ترساننده و آتشين، خطاب به ابابكر فرمود: «گفته مى‌شود كه فاطمه از ميراث پدر محروم است. ولى اين گوينده برهانى نياورده است كه چگونه حصار قانون ارث درهم شكسته است و چه كسى آيات بيّنات قرآن را به دلخواه تفسير كرده است؟! من از گفتار اين مرد سخت در شگفتم. زيرا چنين مى‌انديشد كه خويشتن مى‌تواند از ميراث ابوقحافه بهره‌مند گردد. امّا ميراث محمد صلى الله عليه و آله بر فاطمه حر فاطمه حامى ولايت ٦٩ ٨ - محاكمه غاصبان فدك ص : ٥٩ ام است؟! به او تلقين كرده‌اند كه پيامبران براى بازماندگان خود ميراثى نمى‌گذارند و از پدرم رسول‌الله صلى الله عليه و آله حديثى روايت كرده‌اند كه: نَحْنُ مَعاشِرُ الانْبِياءِ لا نُورِثُ ...
اما فراموش كرده‌اند كه قرآن مجيد بر هرچه مخالف آن است، خط بطلان كشيده است. و هرگز رسول خدا صلى الله عليه و آله برخلاف قرآن سخنى نگفته است.
خداوند درباره سليمان مى‌فرمايد: