فاطمه حامى ولايت

فاطمه حامى ولايت - حسینی شاهرودی، سید محمد - الصفحة ٥٧

مى‌خواند، سزاوار پيروى است يا آنكه خود راه را نمى‌داند. «١» حضرت زهرا عليها السلام براى تحريك عواطف انصار نگاهى به جانب آنان نمود و فرمود:
اى يادگاران زمان پيامبر، واى ياوران دين و پناه‌دهندگان اسلام! اين چه سستى است در يارى من و چه ضعفى است در كمك به من و چه كوتاهى است درباره حقّ من و چه خوابى است كه در مورد ظلم به من شما را فرا گرفته است؟ آيا پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پدرم نمى‌فرمود: حُرمت هر كسى را نسبت به فرزندانش بايد نگاه داشت؟ چه زود كار خود را كرديد، و عجب زود به كارى كه زمانش نرسيده بود اقدام نموديد! «٢» زمانى كه حضرت زهرا عليها السلام مردم را نسبت به ولايت چنان بى‌تفاوت ديد كه سخنان او نيز در آنان تأثيرى نداشت به توبيخ و سرزنش آنان پرداخت و فرمود:
من ملتى را مثل شما نمى‌شناسم كه اينگونه عهد شكن و بد كردار باشند. جنازه رسول خدا صلى الله عليه و آله را در دست ما گذاشته رها كرديد و عهد و پيمانهاى ميانتان را بريده، فراموش كرديد. ولايت و رهبرى على عليه السلام و اهل بيت را انكار كرديد و حق مسلم ما را باز نگردانديد. «٣» زمانى كه مردم مدينه فهميدند كه غمها و رنجهاى پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله گُل جوانى زهرا عليها السلام را رو به خزانى برده است و همين روزها