فاطمه حامى ولايت - حسینی شاهرودی، سید محمد - الصفحة ٢١
برمىانگيزاند. دفاع حضرت زهرا عليها السلام از امير مؤمنان نسبت به زمامدارى جامعه اسلامى، دفاع شخصى و خصوصى نبود، بلكه دفاع يك زن مسلمان متعهد و مسؤول از حق عظيمى بود كه غصب شده است.
فاطمه عليها السلام چون حق حكومت را از آن على عليه السلام و اهلبيت پيامبر صلى الله عليه و آله مىديد به دفاع از آن حضرت پرداخت و هشدارهاى خود را متوجه كسانى كرد كه با اقدام نابخردانه خود حاصل تلاشها و مجاهدتهاى رسول خدا صلى الله عليه و آله را به بازى گرفتهاند و اعلام خطر با نويى رنجديده است كه با شجاعتى وصف ناشدنى و استقامتى ستودنى در مقابل منحرفان مىايستد و امت اسلامى را از آينده مبهم و تاريك كه با انحراف در رهبرى در انتظار آنان است بر حذر مىدارد.
على عليه السلام و دفاع از امامت على عليه السلام نيز در موارد زيادى بهاهميت امامت و ولايت دراسلام پرداخته و به حقانيت خود نسبت به خلافت اسلامى اشاره كرده كه به ذكر چند نمونه بسنده مىكنيم. آن حضرت در خطبه معروف به شقشقيه مىفرمايد:
سوگند به خدا كه پسر ابىقحافه (ابو بكر) خلافت را مانند پيراهنى پوشيد و حال آنكه مىدانست من براى خلافت مانند قطب وسطِ آسيا هستم و علوم و معارف از سرچشمه فيض من مانند سيل سرازير مىشود، هيچ پرواز كننده در فضاى علم و دانش به اوج رفعت من نمىرسد؛ پس جامهى خلافت را رها و پهلو از آن تهى نمودم و در كار خود انديشه كردم كه آيا بدون دست (و نداشتن سپاه و ياور) حمله كرده، يا بر تاريكىِ كورى (و گمراهى خلق) صبر