دشمن شناسى از ديدگاه امام خمينى(ره) - نگارش، حمید - الصفحة ٨١
٥- ٢- ايرادگيرى و اشكالتراشى شماهايى كه نشستهايد كنار و قلمها را به دست گرفتهايد و هى اشكال به جمهورى اسلامى مىكنيد. جمهورى اسلامى اشكالى در آن است ... چرا اشكال مىكنيد ... هى آدم كنار بنشيند و هى اشكال كند كه اين حكومت چه ... به گوش مردم خوانده مىشود كه اين رژيم اسلامى هم آمد و هيچ كارى براى هيچ كس نكرد. خوب اين رژيم اسلامى كه از همه اطراف به آن هجوم است. از خارج و داخل تا حالا نگذاشتند يك نفس را حتى بكشد ... مىگويند نابسامانى هست، همه قبول دارند اين را. كى هست كه قبول نداشته باشد مگر مىشود يك انقلاب به اين بزرگى باشد و همه چيزها سر جاى خودش باشد؟ خوب قدرى نگاه كنيد به همه انقلاباتى كه در دنيا واقع شده بعد از شصت و چند سال انقلاب شوروى باز هم نتوانستند كار را درست كنند ... «١» امامالقاى ايرادگيرىرا درراستاى بدبين نمودن مردم مىدانست و مىفرمود:
آنهايى كه وادار مىكنند مردم را به ايراد، آنها مىخواهند نهضت پيش نرود ... براى اين است كه متوقف كنند مردم را يا بدبين كنند، گاهى مىگويند كه (خوب چه شده است تا حالا كه چيزى نشده است) ملت مىداند كه چه شده است، دنيا هم مىداند كه چه شده است و از اين شدهها نگرانند ... براى اين كه آنچه شده است اين بوده كه تمام متفكرين دنيا را به تحيّر واداشته است. «٢»