دشمن شناسى از ديدگاه امام خمينى(ره) - نگارش، حمید - الصفحة ٥٤
دين محسوب مىگردد كه در ذيل به بعضى از آنها اشاره مىشود.
اسلامِ هزار و چهارصد سال پيش در مورد مفاهيم اجتماعى امروز نظر ندارد و اگر هم مطلبى داشته باشد قرائتها از آن متفاوت است و در تعارضِ با هم، همه ساقط مىشوند. «١» فقه قابليت اجرا در همه زمانها را ندارد و حكومت دينى به معنى اجراى احكام شريعت نيست. «٢» فقه و شريعت مشمول مرور زمان مىشود ولايتغير نيست احكام براى مردمند نه مردم براى احكام، لذا اگر مردم عوض شوند احكام هم بايد عوض شوند. «٣» وحى براى نسلهاى بعد از زمان خود قابل فهم نيست. «٤» فقه سنتى هرگز نمىتواند به جامعه مدنى و مدرن رهنمون گردد. «٥» اين نوع شبهات، در مجموع مىخواهند بگويند كه: آنچه در سنت و كتاب پيرامون روابط خانوادگى و اجتماعى از قبيل حكومت، قضاوت، داد و ستد و ... مورد تأكيد قرار گرفته به منظور ارائه قوانين جاودانه نبوده است «٦» مگر ممكن است چيزى جاودانه باشد و حال آنكه اساسىترين اصل جهان، اصلِ تغيير و تحول است؟ و معتقدند تنها يك چيز جاودانى است و آن اين است كه هيچ چيز جاودانى نمىباشد!