دشمن شناسى از ديدگاه امام خمينى(ره)

دشمن شناسى از ديدگاه امام خمينى(ره) - نگارش، حمید - الصفحة ١١٩

بعد از جنگ، تلاش‌هايى جدى شروع شده، براى اين‌كه روشنفكرى ايرانى را به همان حالت قبل از انقلاب برگردانند، برگشت به عقب، ارتجاع، يعنى باز قهر كردن با مذهب، قهر كردن با بنيان‌هاى بومى، رو كردن به غرب، دل بستگى و وابستگى بى‌قيد و شرط به غرب، پذيرفتن هر چه كه از غرب، از اروپا، از آمريكا مى‌آيد، بزرگ شمردن هر آن‌چه كه متعلق به بيگانه است، و حقير شمردن هر آن‌چه كه مربوط به خودى است، كه در باطن خودش، تحقير ملت ايران و تحقير بنيان‌هايش را همراه دارد، من اين را دارم مشاهده مى‌كنم. اين‌ها چه كسانى هستند؟ البته مى‌شود حدس زد! يك عده كسانى هستند كه «لَمْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ طَرْفَةَ عَيْنٍ» اين‌ها هرگز نه به اسلام، و نه به ايران ايمانى نياورده‌اند، آن چند سالى هم كه اين جريانات روشنفكرى الهى- اسلامى، مذهبى، حقيقىِ ايرانى، (هر چه مى‌خواهيد اسمش را بگذاريد) در ايران وجود داشت، اين‌ها حاضر نشدند، حتى سر بلند كنند؛ به گوشه‌اى رفتند، يا به خارج از كشور سفر كردند و معبودشان، قبله خودشان و معشوق خودشان را در آن‌جا يافتند. اين ملت، اين سنّت‌ها، اين تاريخ، اين فرهنگ برايشان اهميتى نداشت. «١» وجود برخى احزاب و عملكرد آن‌ها نيز در راستاى عملكرد همين روشنفكرنماها است. امام امت در مورد شكل‌گيرى برخى احزاب معتقد بود كه اين يك طرح خارجى بوده است:
من گمان مى‌كنم كه از اول كه احزاب پيدا شده در امثال ايران، اين‌