آزادى از ديدگاه امام خمينى(ره) - پژوهشکده تحقیقات اسلامی - الصفحة ٦٠
٢- استنباط غلط از آزادى من از شما جوانها متشكرم كه آمديد از نزديك با هم ملاقات كنيم و درد دلمان را بگوئيم. زياد است، درد دلها زياد است. ما از سرنيزهها و مسلسلها و اينها فارغ شديم. سر قلمها حالا ضد ماست، قلمها به جاى نيزهها آمده است. مقالهها به جاى مسلسلها، حالا بهروى اسلام بسته شده است.
الان ما گرفتار سر نيزه نيستيم، ما گرفتار قلم هستيم، اهل قلم. ما گرفتار روشنفكرها هستيم.
ما گرفتار آزادىخواهها كه آزادى را نمىدانند چى است هستيم. يعنى چه آزادى. ما الان گرفتار اينها هستيم و من اميدوارم كه بيدار بشود يك وقت ملّت ما، يك وقت آزادىخواههاى ما هم بيداربشوند، از اين غربىبودن بيرون بيايند، توجه بكنند به خودشان، خودشان را مستقل قرار بدهند. «١» ٣- اجراى طرحهاى ابرقدرتها ... «آزادى مطلق بايد باشد» كه آنها مىگويند، اين است كه چريكهاى فدايى و فلان دسته منافق و فلان دسته كافر و فلان دستهاى كه هيچ اعتقاد به اسلام ندارند اينها آزاد باشند و بيايند و هر چه دلشان مىخواهد بگويند و هر كارى مىخواهند بكنند ولو فرض كنيد كه به ضد اسلام حرف بزنند آزادند ولو به ضد قرآن حرف بزنند آزادند و ولو به ضد جمهورى اسلامى حرف بزنند و اين هم آزادند و يك دسته نفهم هم