آزادى از ديدگاه امام خمينى(ره)

آزادى از ديدگاه امام خمينى(ره) - پژوهشکده تحقیقات اسلامی - الصفحة ٨٨

خودش نديده بود، نه مطبوعاتشان آزاد. نه حالا- كه شما خيال كنيد- زمان رضا شاه هم همين بود. و من يادم است نه مطبوعات ما آزاد بود، نه مردم در حرفهايشان آزاد بودند. نه تبليغات آزادى داشتيم، نه اهل منبر ما مى‌توانستند يك مطلب حقى بگويند، نه علماى ما مى‌توانستند يك مطلبى بگويند، نه بازارى و دانشگاهى و جبهه‌هاى سياسى مى‌توانستند يك حرفى بزنند. يك كلمه مى‌گفتند جايشان توى زندان بود، و آن زجرها و آن بساط و اره كردن پاى كذا و اين مسائلى كه شنيديد، سوزاندن، مثلًا يك آدمى را داغ كردن. «١» ٢- آزادى وارداتى و استعمارى‌ اين دروازه تمدنى كه همه چيز ما را به باد داد. با اين آزادى، آزاد زنان، و آزاد مردانى كه ايشان مى‌گويند، [علما] مخالفند نه با آزادى، آزادى سر جاى خودش، اما بى‌بند و بارى؟! آزادى يعنى هر كه دلش مى‌خواهد هر كارى بكند!؟ مى‌خواهند هروئين بكشند به شما چه! مى‌خواهند قمار كنند! مى‌خواهند كارهاى زشت بكنند! با اين مخالف است روحانيت، نه با آزادى بيان، نه با آزادى قلم، نه با آزادى گفتار، نه با روشنگرى‌ها، نه با صنعت. «٢» آن آزادى هم كه آنها [رژيم پهلوى‌] مى‌خواستند براى مملكت ما (حالا هم بعضى از نويسنده‌هاى ما پيشنهاد همان را دارند) آن آزادى است كه هم جوان‌هاى پسر ما را و هم جوان‌هاى دختر ما را به تباهى مى‌كشد آن آزادى را آنها مى‌خواهند كه من از اين، تعبير مى‌كنم به آزادى وارداتى، آزادى استعمارى، يعنى يك آزادى كه در ممالكى مى‌خواهند وابسته به غير باشد اين آزادى‌ها را سوغات مى‌آورند، هروئين آزاد، مثلًا