آزادى از ديدگاه امام خمينى(ره) - پژوهشکده تحقیقات اسلامی - الصفحة ٦٧
صورتش هم يك صورت ديگر مىشود. همچو نيست كه به صورت انسانيت آنجا محشور بشود. اگر انسان اينجا شد، آنجا انسان است، اگر كسى در اينجا توانست خودش را انسان بكند، آنجا كه برود، آنجا انسانيتش بهطور كمالو آنطورى كه چشمهاى اين عالم نمىتواند او را ببيند، بهطور كمال در آنجا تحقق پيدا مىكند و اگر چنانچه نتواند اين كار را بكند، مهار را رهاكند، خوب بسيارى هستند كه مهار ندارند، رها هستند، آزادند.
اين آزاديى كه غربىها مىخواهند همين است. آزادند هر چه مىخواهند، هر كارى مىخواهند بكنند. ظلم بكنند آزاد است، شهوات غير مشروع آزاد است، بدگوئى به هر كس آزاد است، قلمفرسائى به ضد هر كس آزاد است. اگر اين آزاديى كه همين غير محدود بودن اين قسم حيوان، اين حدى ندارد براى خودش. آزاديش را حدى قائل نيست. هر جا جلو برود باز در اين آزادى مىخواهد جلوتر برود. «١» اينهائى كه فرياد از آزادى مىزنند، اينها غربزدهاند، آزادى غربى مىخواهند. اينها كه دم از دمكراسى مىزنند، اينها همان دمكراتيك غربى مىخواهند، آزادى غربى را مىخواهند يعنى بىبند و بارى.
در غرب هر چه شده است ما هم بايد تبع آنها باشيم، اينها جزو غربزدهها هستند. روزنامهها آزادند مطالب بنويسند، مسائل بنويسند، اما آزاد هستند كه اهانت به مثلًا مقدسات مردم بكنند؟! آزادند كه فحش به مردم بدهند؟! آزادند كه تهمت به مردم بزنند؟
همچو آزادى نمىتواند باشد، آزادى توطئه نمىتواند باشد. اگر روزنامهاى فرضاً (من نمىخواهم يك روزنامهاى را بگويم اينطور است)