آزادى از ديدگاه امام خمينى(ره) - پژوهشکده تحقیقات اسلامی - الصفحة ٥٩
فصل چهارم: روشنفكران و آزادى ١- خودباختگى در برابر مظاهر غرب اين قشرهاى روشنفكر و اين قشرهاى آزادى طلب را- به اين زودى نمىشود كه اينها- از آن محتوائى كه در شان ٥٠ سال، ٣٠ سال، ٢٠ سال تزريق شده است و تهى كردند خودشان را از خودشان، خودشان از خودشان غافل شدند، به اين زودى نمىشود اصلاحش كرد. يك فرهنگ تازه مىخواهد، يك فرهنگ متحول مىخواهد كه حالا از اول بچههاى ما را بار بياورند به يك فرهنگ انسانى، اسلامى، استقلالى. يك فرهنگى كه مال خودمان باشد كه اين بچه از اول بار بيايد به اينطور كه من خودم هستم كه سرنوشتم را مىتوانم دستم بگيرم هى تو گوشش نخوانيد كه فرهنگ- نمىدانم- اروپا و آمريكا. هى تو گوشها خواندند اين را، همه چيز بايد از آن جا باشد، همه چيز ما وابسته بايد باشد، اخلاقمان هم بايد وابسته باشد، وقتى هم كه آزادى مىخواهيم يك آزادى غربى مىخواهيم، ما بايد غربى باشيم، يك آزادى مىخواهيم كه همان شبيه آزادى غرب باشد. «١»