آزادى از ديدگاه امام خمينى(ره) - پژوهشکده تحقیقات اسلامی - الصفحة ٣٤
همچو قدرتى بود و قاضى را هم خود خليفه رسولالله تعيين مىكرد، وقتى يك اختلافى بين آن رئيس و يك يهودى حاصل شد، قاضى دعوت كرد او را به اين كه بيايد جواب بدهد او هم رفت در محضر قاضى نشست. قاضى خواست به او احترام بكند، گفت نه يك نفر قاضى بايد احترام از هيچ كس نكند و ما علىالسواء بايد باشيم و بعد هم كه قاضى حكم برخلاف او كرد، او تصديق و قبول كرد.
من ميل دا رم كه شما كه اطلاع داريد از همه حكومتها و از همه جاها يك نمونه اينطورى هم شما نشان بدهيد در تمام اين حكومتهايى كه در دنيا از اول دنيا تا حالا حكومتها بودند و شما لابد مطلع هستيد، شما هم يك نمونه اينطورى به ما نشان بدهيد، كه آن از اين اولى است. «١» د- حدود آزادى ١- رعايت قوانين اسلام آقايانى كه اسم از آزادى مىآورند، چه آقايانى كه داخل در مطبوعات هستند و چه قشرهاى ديگرى كه فريادى از آزادى مىزنند، اينها آزادى را درست بيان نمىكنند يا نمىدانند.
در هر مملكتى آزادى در حدود قانون است، در حدود قوانين آن مملكت است. مردم آزاد نيستند كه قانون را بشكنند. معنى آزادى اين نيست كه هر كس برخلاف قوانين، برخلاف قانون اساسى يك ملت، برخلاف قوانين ملّت هم هر چه دلخواهش مىخواهد بگويد.