آزادى از ديدگاه امام خمينى(ره) - پژوهشکده تحقیقات اسلامی - الصفحة ٧٥
زيادتر مىشود، آبروى آنها بيشتر ريخته مىشود. «١» ... هر چه آزادى داديم كه آزادى را براى ملت وسيله رشد ملت قرار بدهند، آزادى قلم داديم، آزادى بيان داديم، آزادى اجتماعات داديم، آزادى احزاب داديم كه اينها [گروهكها] اگر درست مىگويند كه براى ملت كار مىكنند و دمكرات هستند، حكومت مردم بر مردم مىخواهند، اگر اينها حكومت مردم بر مردم مىخواهند، چرا نمىگذارند مردم سرنوشت خودشان را تعيين كنند؟ ... ملت عزيز كردستان ما بيدار باشند، از اعمال اينها بفهمند اينها مردم خائنى هستند و اينها منافق هستند. «٢» اينها مىخواستند يك شلوغى بشود، يك انفجارى حاصل بشود و مردم از صحنه بيرون بروند و ديدند كه خير، عكس شد مطلب مردم، اين شهادت اسباب اين شد كه همه با هم منسجم بشوند. اين اسباب اين شد كه مشت اين ادعا- كنها كه ما براى آزادى و براى كذا مىخواهيم زحمت بكشيم و بايد اين ملّت آزاد باشد و كذا، مشت اينها باز شد كه اينها از چه سنخ آزادى مىخواهند، آزادىانفجار، آزادى انفجار اينها مىخواهند. «٣»