جنگهاى پيامبر اكرم(ص)

جنگهاى پيامبر اكرم(ص) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٦

خندق كم بود، شبانه دست به كار مى‌شدند و آن را زياد مى‌كردند. رسول خدا (ص) كه در مقر فرماندهى مستقر بود، گزارشها را دريافت مى‌كرد و دستورهاى لازم را صادر مى‌كرد و اگر نياز بود خود به محل درگيرى مى‌رفت. «١» تلاشهاى مذبوحانه دشمن‌ وقتى سپاه احزاب به مدينه رسيد، با پديده‌اى تازه روبه‌رو شد. خندقى طولانى با خاكريزهاى بر كشيده بدون هيچ راه نفوذى به درون شهر. آنان در آغاز حيرت زده شدند.
از سويى خود را با مانعى نفوذ ناپذير روبه‌رو مى‌ديدند و از سويى ديگر، بازگشت بدون نتيجه برايشان دشوار بود. با اين حال، از تلاش باز نايستادند؛ عبور از جاهاى كم عرض، تنها روزنه اميدشان بود. بدين منظور، شب و روز در تلاش بودند تا نقطه‌اى را بيابند و سوارانشان را از آن بگذرانند. گروههاى دشمن همه شب در كنار خندق آمده، تظاهر به حمله مى‌كردند و اين كار مسلمانان را خسته مى‌ساخت. با اين وجود حمله‌هاى دشمن را با پايمردى دفع مى‌كردند. «٢» در اين مدت، مسلمانان فشارهاى زيادى تحمل كردند. زيادى تعداد دشمن، كمبود مواد غذايى و سرماى زمستان دست به دست هم داده، استقامت آنان را مى‌آزمود.
شدت خستگى آنها به اندازه‌اى بود كه گاه در راه به خواب مى‌رفتند.» دشمن در يك اقدام ديگر، بنى‌قريظه را وادار به پيمان شكنى كرد و بدين ترتيب، جبهه‌اى از درون بر ضد مسلمانان گشوده شد و كارشان را دشوارتر كرد؛ بويژه آنكه منافقان نيز در اين هنگام، دست به تبليغات سوء زدند. «٤» اقدام رسول خدا (ص) براى كاهش فشار بر مسلمانان‌ پيامبر خدا (ص) با ديدن اين اوضاع طاقت فرسا به يكى از قبيله‌هاى دشمن به نام‌