جنگهاى پيامبر اكرم(ص)

جنگهاى پيامبر اكرم(ص) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٧

درس پانزدهم: سيره نظامى رسول خدا (ص)
حضرت محمد بن عبدالله (ص) يك پيامبر بود و مأموريّت هدايت انسانها به سوى خداوند را بر عهده داشت. او بسيار علاقه‌مند بود كه مردم از گمراهى رهايى يابند، به راه راست درآيند و در اين راه رنج فراوان برد و سختيهاى زيادى را برخود هموار ساخت، پيامبر رحمت بود و آمده بود كه مردم را با شيوه‌اى منطقى و خردپسند متقاعد كند كه دست از شرك و بت‌پرستى بردارند و به خداوند يكتا ايمان بياورند. او با هيچ كس سر دشمنى نداشت، دنبال مقامى نبود، قصد تصرف سرزمينى را نداشت و از قبيله، مردم يا نژادى خاص طرفدارى نمى‌كرد بلكه آمد كه همه نظرها را متوجه خداوند كند و مشعل خاموش دين را برافروزد.
با اين حال دعوت صميمانه رسول خدا (ص) در آغاز بى‌پاسخ ماند، سركشان قريش به مخالفت برخاستند. وابستگى شديد مردم به بتها سدّ راه توحيد شد. دانشمندان يهود و نصارا از راه حسادت وارد شدند و نتيجه آن شد كه رسول خدا (ص) ناخواسته وادار به جنگ گرديد. وقتى مخالفان، زبانى جز زبان زور نمى‌دانستند، حضرتش نيز دست به شمشير برد، اما نه شمشير جهانگشايى. آن حضرت زمانى به اقدام نظامى و خشونت‌آميز دست مى‌زد كه كار با عقل و منطق پيش نمى‌رفت. وى براى مداواى درد جهل، ابتدا داروى موعظه، بشارت و تهديد را مى‌آزمود و گاهى كه هيچ كدام مؤثر نبود، درمان را با داغ و جرّاحى به پايان مى‌برد.
هر چند رسول خدا (ص) پيامبر و با منبع وحى در ارتباط بود، اما جنگهاى وى رنگ بشرى داشت. او به شيوه معمول روزگار خويش مى‌جنگيد، هر آن تدبيرى كه لازمه يك جنگ بود مى‌انديشيد و از ابزار و ادوات جنگى استفاده مى‌كرد، گاه در جنگ پيروز