استفتائات پزشکی - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٤٩ - روش تشخيص و درمان پزشکي
٤. آيا مقرّرات و نظامات پزشكي، با توجّه به ضررها و ضعفهايي كه عملاً دارا ميباشند، در عقلايي بودن و عرفيت معالجه كافي است؟
ج) همين كه اين مقرّرات عقليه ميباشد در عمل به آن كفايت ميكند.
٥. بيمار رواني كه هر زمان احتمال دارد دست به آدمكُشي بزند در صورتي كه بيماري ديگري هم پيدا كرد بفرماييد:
آيا جايز است براي اين كه جان افرادي توسّط وي به خطر نيافتد، از درمان بيماري جديد او اعراض نموده و او را مورد معالجه قرار نداد؟
ج) در صورتي كه اميد بهبودي شخص بيمار رواني نيست و بيماري جديد ميتواند جلوگيري كننده از اين حالات باشد اعراض از معالجه اشكال ندارد.
٦. اگر دو مصدوم را براي پزشکي جهت معالجه بياورند که هر دو آنان در شرايط خطر جاني قرار دارند و هر دو آنها عضو خانوادهاي باشند که اين پزشک، طبيب خانوادگي آنان است و اقدام پزشک براي معالجه هر يک از آن دو، مستلزم رها ساختن مصدوم ديگر ميباشد که در نتيجه مصدوم ديگر خواهد مُرد بفرماييد: در اين جا وظيفه طبيب پرداختن به معالجه کدام يک از اين دو مصدوم است؟
با توجّه به اين که طبيب هيچ گونه تعهّد شرعي نسبت به معالجه اعضاي خانواده مصدومي که وي پزشک آنان است نداده باشد؟