شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٣
از هر طرف كه رفتم جز وحشتم نيفزود زنهار از اين بيابان، وين راه بىنهايت[١]
آن شموس طالعة، آن اقمار منيرة، آن انجم زاهرة، آن اعلام دين و قواعد علم، خود سَروَرى دارند كه بر طريق امامت و ولايت، همچون خورشيدى مىدرخشد و وى همواره اميرالمؤمنين، وصى، وارث و خليفۀ رسولاللّه صلى الله عليه و آله و سلم است.
***
در اين نوشتار سعى شده است تا اين نورها و پرتوهاى قوى و روشن، به صورت بارقهها و جرقههايى متجلى گردد تا همگان بتوانيم بهرۀ وافى از آن ببريم. هرچند چنان كه گفتيم، هر چه كنيم، درك ناقص و معيوبى از آن خواهيم داشت.
در اين اثرِ آموزنده و تحليلى، به نكات و شبهات اخلاقى، اعتقادى، تاريخى، سياسى و نظامى بهطور مستند پرداخته شده و اميد است مورد استفاده همگان، به ويژه نسل جوان كه عاشق و دلباختۀ كلماتِ ارزشمند و راهگشاىِ پيشوايشان امام على عليه السلام هستند، قرار گيرد.
صاحب اين شرح، فقيه وارسته، مجاهد مقاوم، معلّم اخلاق، خطيب جمعه و مفسر قرآن و نهجالبلاغه، حضرت آيت اللّٰه حاج شيخ عبّاس ايزدى قدس سره، فردى بود صاحب كمالات عديده، دقيق در طرح مباحث، صاحب استعداد و حافظۀ قوى براى ارائه كردن مطالب مرتبط و آيات، روايات و اشعار گوناگون، متّقى و اهل ورع و تقيّد به امور دينى، خدوم و داراى اهتمام به امور مردم، ساعى در جهت هدايت همۀ اقشار جامعه و رفع افراطها و تفريطها و ساير فضايل كه متأسفانه به علت صغر سن در زمان حيات ايشان، از درك آنها عاجز ماندم.
شخصيتى كه ثمرۀ مجاهدتهاى بى وقفۀ وى در نجف آباد پرورش مردمى آگاه، انقلابى، مقيد به فرائض دينى و وفادار به آرمانهاى انقلاب اسلامى، تقديم بيش از دو هزار و پانصد شهيد طلبه و غير طلبه و همچنين علماى وارسته است.
از جملۀ شاگردان ايشان، پدر ارجمندم، حجة الاسلام والمسلمين حاج شيخ
[١]. ديوان حافظ.