پاسخ به پرسش هايي پيرامون مباني نظري نبوت
(١)
شناسنامه كتاب
٥ ص
(٢)
مقدمه
٧ ص
(٣)
پيش گفتار
٩ ص
(٤)
مباني نظري نبوت
١١ ص
(٥)
دليل اول حكمت الهي
١٣ ص
(٦)
مقدمات دليل حكمت بر ضرورت نبوت
١٣ ص
(٧)
غرض الهي از خلقت انسان
١٤ ص
(٨)
كمال و مراتب طولي آن
١٥ ص
(٩)
حدود عقل انسان و مراحل قرب به خداوند
١٦ ص
(١٠)
احساس آزادي مطلق و احساس نياز به محدود كردن آن
١٧ ص
(١١)
عقل و اثبات معاد
١٩ ص
(١٢)
عقل و درك سعادت و شقاوت در آخرت
٢٠ ص
(١٣)
عدم قدرت عقل بر درك تمام خوبيها و بديها
٢١ ص
(١٤)
ديدگاه مكاتب مختلف نسبت به حقيقت انسان
٢٤ ص
(١٥)
علوم بشري و شناخت آخرت
٢٥ ص
(١٦)
نفي تلازم دليل حكمت با تعدد پيامبران در هر زمان
٢٨ ص
(١٧)
يك قانون و صدها مبلغ
٣٢ ص
(١٨)
رابطه هدايت با ماهيت ثابت بشر
٣٣ ص
(١٩)
دليل خاتميت اسلام و پيامبر اكرم
٣٤ ص
(٢٠)
سه نقطه ضعف در كلام نويسنده
٣٨ ص
(٢١)
رسالت پيامبراسلام
٣٩ ص
(٢٢)
رمز بعثت پيامبراسلام
٤٤ ص
(٢٣)
امكان گسترش تعاليم اسلام در زمان پيامبر
٤٥ ص
(٢٤)
مقتضاي دليل حكمت
٥١ ص
(٢٥)
علت انحصار نبوت در بعضي زمانها در يك فرد
٥٥ ص
(٢٦)
دوران فترت و نقض دليل حكمت
٥٧ ص
(٢٧)
دليل دوم قاعده لطف
٦١ ص
(٢٨)
معناي وجوب لطف بر خداوند
٦١ ص
(٢٩)
غرض خداوند از خلقت
٦٥ ص
(٣٠)
مفاد قاعده لطف
٦٦ ص
(٣١)
تقريري ديگر براي قاعده لطف
٦٧ ص
(٣٢)
ملازمه ميان بعثت انبياء و تكاليف شرعي
٦٨ ص
(٣٣)
آشنايي اجمالي يا تفصيلي به آثار احكام ؟
٧٣ ص
(٣٤)
تكاليف شرعي و زمينه عمل به تكاليف عقلي
٧٤ ص
(٣٥)
تكاليف عقلي
٧٥ ص
(٣٦)
شمول قاعده لطف
٧٦ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
پاسخ به پرسش هايي پيرامون مباني نظري نبوت - منتظري، حسينعلي - الصفحة ٢٢ - عدم قدرت عقل بر درك تمام خوبيها و بديها
برمي آيد. لذا مقدمه دوم (با فرض صحت) ناتمام است . براي اثبات
ضرورت نبوت، ابتدا بايد اثبات كنيم كه رسيدن به سعادت آخرت،
علاوه بر عمل كردن به احكام عقل و اخلاق و وجدان، شرايط
ديگري هم دارد كه شناخت آنها از عهده عقل بشر بيرون است .
اثبات اين مدعا كاري است كارستان، كه تاكنون هيچ فيلسوف يا
متكلمي از عهده آن برنيامده است ."
در پاسخ اين شبهه ميگوييم :
مبناي اين شبهه اين است كه عقل آدمي قادر بر درك تمام خوبيها
و بديها و تمام موارد عدل و ظلم ميباشد; در صورتي كه اثبات اين
ادعا كاري است كارستان ; زيرا بديهي است كه مراد از عقل، همان
عقل عملي است كه مدركات آن، خوبيها و بديها و بايدها و نبايدها
ميباشد.
و نسبت به اصل موضوع يعني امكان درك خوبيها و بديها توسط
عقل عملي نزاع و اختلاف قديمي بين متكلمين وجود دارد.
گروهي كه به اشاعره معروفند ميگويند: اصولا عقل قادر بر درك
حسن و قبح چيزها و كارها نمي باشد; بلكه هر آنچه را دين و شارع
خوب و حسن شمرده اند، خوب ميداند و هر آنچه را بد و قبيح
شمرده اند بد و قبيح ميداند.
در مقابل اين گروه، گروه ديگري هستند كه به عدليه معروفند و
ميگويند: عقل بشر اجمالا ميتواند حسن و قبح كارها را درك