اللهوف علی قتلی الطفوف ت فهری - سید بن طاووس - الصفحة ٧ - نظريه دانشمندان شيعه درباره سيد
گشايشى در كار خود نخواهد ديد تا آنگاه كه حكومت آنان منقرض گردد و چون منقرض گشت خداوند مردى را از ما خاندان براى اين امت آماده خواهد فرمود كه راه تقوى و پرهيزكارى به مردم نشان داده و خود نيز همان راه پيمايد و در قضاوتى كه مىكند رشوه نمىگيرد به خدا قسم كه من او را بنام و نام پدر مىشناسم ... و بس از نقل بقيّه روايت فرمايد از وقتى كه حكومت بنى عبّاس منقرض شده است من مردى را از خاندان پيغمبر نديده و نشنيدهام كه راه تقوى ارائه كند و خود نيز عامل بآن باشد و رشوه نگيرد از آنجائى كه فضل خداى تعالى ظاهرا و باطنا شامل حال ما شده است مرا گمان بيشتر و بلكه يقين بر اين شد كه اين روايت اشاره بما است و انعامى بر ما لذا دعائى به اين معنى عرضه داشتم كه بار الها اگر اين مردى كه روايت إشارة مىكند منم طبق عادت و رحمتى كه نسبت بمن دارى و هر كارى را كه نخواهى انجامش دهم منعم فرمائى و هر كارى را كه بخواهى انجام دهم آزادم مىگذارى مرا از روزه اين روز كه ١٣ ماه ربيع الأوّل است بازمدار، آفتاب آن روز نزديك بظهر بود كه من اجازه و دستور روزه را دريافت نمودم و آن روز را روزه داشتم و باز عرض كردم بار الها اگر در روايت إشارة بمن شده مرا از اداى نماز شكر و دعاهايش بازمدار پس بپاخواستم و نه تنها از نماز منع نشدم بلكه دستورى نيز بمن رسيد و لذا نماز شكر و دعاهايش را خواندم تا آخر آنچه بيان فرموده است:
٢- محدّث نورى ره در خاتمه مستدرك از رساله مواسعه و مضايقه سيّد نقل مىكند كه سيّد ضمن نقل داستان مفصّلى مىفرمايد: از آنجا براى درك زيارت اوّل رجب رو بحلّة آمديم و شب جمعه ٢٧ جمادى الثانية