اللهوف علی قتلی الطفوف ت فهری - سید بن طاووس - الصفحة ٨ - نظريه دانشمندان شيعه درباره سيد
سال ٦٤١ بحكم استخاره بحلّه وارد شديم حسن بن بقلى بروز همان جمعه كسى را معرّفى كرد بنام عبد المحسن كه ظاهر الصلاح است و باديهنشين و بحلّه آمده است و مىگويد: كه در عالم بيدارى به خدمت امام زمان شرفياب شده و از جانب حضرت براى من حامل پيامى است من قاصدى را بنام محفوظ بن قرا فرستادم و شب شنبه ٢٨ جمادى الآخر من و اين شيخ به خلوت نزد هم نشسته بوديم او را مردى آراسته شناختم كه در راستگوئىاش هيچگونه ترديدى بدل راه نمىيافت و سنّش هم از من بيشتر بود جريان را پرسيدم گفت: كه اصلش از حصن بشر است و اخيرا به دولابى[١] كه مقابل محولة و معروف به مجاهديّة است منتقل شده است و معروف است بدولاب ابن أبي الحسن و فعلا در همانجا ساكن است ولى نه بعنوان كارگر و كشاورز بلكه كسب ضعيفى در رشته تجارت غلّة دارد و غلّهاى از انبار دولتي سرائر خريدارى نموده بوده است و آمده كه جنس را تحويل بگيرد شب را نزد عربهاى بيابانى در جاهائى كه معروف است بمحبر مانده همينكه نزديك صبح مىشود خوش ندارد كه از آبهاى عربها استفاده كند لذا از منزل بيرون مىرود و بقصد اينكه از نهر آبى در سمت شرقيّ منزل استفاده كند براه مىافتد يكوقت به خود مىآيد و خود را بالاى تلّ سلام كه در راه كربلا و سمت مغرب است مىبيند و اين جريان در شب ١٩ جمادى الثانية سال ٦٤١ يعنى شب همان روزى كه در خدمت مولاى ما أمير المؤمنين تفضّلات الهى شامل حال من شد و پارهاى از آن را قبلا شرح داديم مىگويد:
[١] دولاب چاه آبى است كه بوسيله دلوهاى بههم بسته شده آب از آن مىكشند.