اللهوف علی قتلی الطفوف ت فهری - سید بن طاووس - الصفحة ٦ - نظريه دانشمندان شيعه درباره سيد

پيشگاه احديّت قولا و عملا تا آنجا كه در تمام تأليفاتش نام خداى تعالى را بدون كلمه جلّ جلاله و مانند او نياورده است و نه سهم از غلّات خود را بفقراء مى‌داده و يك سهم به خود اختصاص مى‌داده است و اين چنين ادب در گفتار و تسليم و انقياد در كردار، كاشف از حدّ معرفتى است كه نظير آن را در امثال و اقران او كمتر توان يافت و گوئى از آثار همين معرفت بوده است كه رابطه عبوديّتش با حضرت متعال همواره محفوظ بوده و پيوسته از ربوبيّت خاصّه الهى برخوردار و از هدايت‌هاى غيبى و الهامات معنوى بهره‌مند بوده است و ما دو مورد براى نمونه و جلب توجّه خوانندگان ذكر مى‌كنيم:

١- در كتاب اقبال در باب اعمال روز ١٣ ربيع الاوّل مى‌فرمايد: من روز ١٢ را به شكرانه ورود رسول خدا ص در مثل چنان روزى به مدينه روزه داشتم و تصميم بر اين بود كه روز ١٣ را افطار كنم روايتى در كتاب ملاحم بطائنى از امام صادق بنظرم رسيد كه مژده آمدن مردى از اهل بيت را پس از زوال حكومت بنى عبّاس در برداشت و احتمال مى‌رفت كه اشاره به ما باشد و نيز انعامى بر ما، و الفاظ روايتى كه از نسخه‌هاى قديمى نقل نموده و آن نسخه در خزانه امام كاظم ٧ بود چنين است:

ابى بصير روايت كرده است از امام صادق ٧ كه فرمود: خداوند، والاتر و بزرگوارتر و بزرگتر از اين است كه زمين را بدون امام عادل واگذارد، گويد: عرض كردم:

من به قربانت چيزى بفرمائيد كه دلم را آسايش بخشد فرمود: اي ابا محمّد ما دام كه حكومت بدست بنى فلان (بنى عبّاس) است امّت محمّد هرگز