شاد کردن دیگران از دیدگاه اهل بیت
(١)
دیباچه
٩ ص
(٢)
اهمیت شادی
١١ ص
(٣)
شادی گِره گشا
١١ ص
(٤)
تبسم صدقه است
١٣ ص
(٥)
تبسم و نیکی
١٣ ص
(٦)
تبسم و مسافرت
١٤ ص
(٧)
تُرُش روی و دشمن
١٤ ص
(٨)
دیدارِ با شادی
١٤ ص
(٩)
تبسم و اندوه مؤمن
١٥ ص
(١٠)
تبسم و پیامبر
١٥ ص
(١١)
پاککننده کینه
١٦ ص
(١٢)
امام صادق و تبسم
١٦ ص
(١٣)
حقگویی
١٧ ص
(١٤)
سرخُوشی مکن
١٧ ص
(١٥)
زمین خوردن دیگران
١٨ ص
(١٦)
در زمان حال گذر کن
١٩ ص
(١٧)
شاد کردن دیگران
٢١ ص
(١٨)
عزیزترین مردم
٢١ ص
(١٩)
همچون آب جاری
٢٢ ص
(٢٠)
خدا دوست دارد
٢٢ ص
(٢١)
شادمانی پدر و مادر
٢٣ ص
(٢٢)
هر جمعه
٢٤ ص
(٢٣)
شاد کردن خانواده
٢٥ ص
(٢٤)
رشتهی دوستی
٢٥ ص
(٢٥)
دعای کودکان
٢٦ ص
(٢٦)
شریک زندگی
٢٦ ص
(٢٧)
خانهای در بهشت
٢٧ ص
(٢٨)
پیامبر و شوخی با کودکان
٢٨ ص
(٢٩)
خانواده را اندوهگین نساز
٢٨ ص
(٣٠)
ملاقات با دوستان
٢٩ ص
(٣١)
برترین کار پس از واجبات
٣٠ ص
(٣٢)
مصداق شادی چیست؟
٣٠ ص
(٣٣)
محبوبترین نزد خدا
٣١ ص
(٣٤)
اندوه زدایی
٣١ ص
(٣٥)
دعای مستجاب
٣٢ ص
(٣٦)
همهی دنیا
٣٣ ص
(٣٧)
شاد کردن پیامبر
٣٣ ص
(٣٨)
دلهای خسته
٣٤ ص
(٣٩)
شوخی دوستداشتنی
٣٤ ص
(٤٠)
امام رضا و اطرافیان
٣٥ ص
(٤١)
هر کس مرا خوش حال کند!
٣٥ ص
(٤٢)
خدا شادمانش کند
٣٦ ص
(٤٣)
تنها با یک کلمه
٣٧ ص
(٤٤)
کفاره گناهان بزرگ
٣٨ ص
(٤٥)
شادی و امنیت
٣٩ ص
(٤٦)
شادی خانواده
٤١ ص
(٤٧)
هر چه دوست داری از خدا بخواه
٤٢ ص
(٤٨)
فرمان روا در بهشت
٤٢ ص
(٤٩)
به دانه خرمایی
٤٣ ص
(٥٠)
حوریان بهشتی
٤٥ ص
(٥١)
قدردانی
٤٥ ص
(٥٢)
شادی و اندوه
٤٦ ص
(٥٣)
داستانهای شاد کردن
٤٦ ص
(٥٤)
حالت چگونه است؟
٤٩ ص
(٥٥)
ضمانت میکنم
٤٩ ص
(٥٦)
همسر سازگار
٥٠ ص
(٥٧)
شاد کردن غیرمجاز
٥٢ ص
(٥٨)
این ها شیعه نیستند!
٥٥ ص
(٥٩)
غُصه نخور!
٥٦ ص
(٦٠)
شوخی از اخلاق است
٥٦ ص

شاد کردن دیگران از دیدگاه اهل بیت - پوریزدی، رحمت - الصفحة ٢٦ - شریک زندگی

در توانش نیست) او نیست، در برآوردن آن به دست دیگران، خود را به‌زحمت بیفکند که اگر چنین نباشد، میان ما و او، رشته‌ی دوستی نیست.[١]

دعای کودکان

امام صادق٧كَانَ أَبِي ٧ إِذَا حَزَنَهُ‌ أَمْرٌ جَمَعَ‌ النِّسَاءَ وَ الصِّبْيَانَ ثُمَّ دَعَا وَ أَمَّنُوا؛

پدرم ( امام باقر٧) هر گاه چیزی او را اندوهگین می‌ساخت، بانوان و کودکان را گِرد هم می‌آورد و دعا می‌کرد و آنان آمین می‌گفتند.[٢]

شریک زندگی

به امام حسن مجتبی ٧ گفته شد: نیکوترین زندگی، از آنِ چه کسی است؟ فرمود: «آن‌که مردم را در زندگی خود شریک گرداند». گفته شد:


[١]. «مَا آمَنَ بِاللَّهِ وَ لَا بِمُحَمَّدٍ وَ لَا بِعَلِيٍّ مَنْ إِذَا أَتَاهُ أَخُوهُ الْمُؤْمِنُ فِي حَاجَةٍ لَمْ يَضْحَكْ فِي وَجْهِهِ فَإِنْ‌كَانَتْ حَاجَتُهُ‌ عِنْدَهُ‌ سَارَعَ‌ إِلَى قَضَائِهَا وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ عِنْدَهُ تَكَلَّفَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِهِ حَتَّى يَقْضِيَهَا لَهُ فَإِذَا كَانَ بِخِلَافِ مَا وَصَفْتُهُ فَلَا وَلَايَةَ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُ». بِحارالانوار، ج ٧٢، ص ١٧٧.

[٢]. کافی، ج ٢، ص ٤٨٧.