در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٢٦ - ب عدم تعارض اعتقاد به رجعت با عقايد اسلامى

مفسّران- از جمله ابن جرير طبرى در تفسيرش- رواياتى را از ابن عبّاس، وهب بن منبه، مجاهد، سُدّى و عطا نقل مى كند كه شأن نزول اين آيه درباره گروهى از بنى اسرائيل است كه به سبب بيمارى طاعون- كه در ديارشان بود- از آن فرار كردند و خداوند آنان را ميراند. پيامبرى به نام حزقيل از ميان آنان عبور نمود و درباره آنان به فكر فرورفت، در حالى كه اجساد آنان فرسوده شده بود. خداوند به او وحى فرمود: «آيا مى خواهى ببينى كه چگونه آنان را زنده مى كنم؟»، آنگاه خداوند آنان را زنده نمود.

سيوطى نيز مانند اين روايت را نقل كرده است.[١]

ونيز گفتار خداوند را مى خوانيم:

وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ* ثُمَّ بَعَثْنَاكُم مِّن بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ‌.[٢]

«و (نيز به ياد آوريد) هنگامى را كه گفتيد: اى موسى! ما هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد، مگر اين كه خدا را آشكارا (با چشم خود) ببينيم، پس صاعقه شما را گرفت، در حالى كه تماشا مى كرديد، سپس شما را پس از مرگتان، حيات بخشيديم، شايد شكر (نعمت او را) بجا آوريد».


[١] - تفسير طبرى: ٢/ ٥٨٨- ٥٨٦، چاپ دار الفكر؛ الدرّ المنثور: ٢/ ٧٤١، چاپ دار الفكر.

[٢] - بقره: ٥٦- ٥٥.