دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣ - ابن جامع
ابن جامع
نویسنده (ها) :
صادق سجادی
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ١٨ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ جامِع، ابوالقاسم اسماعيل، موسيقیدان و خوانندۀ بزرگ عصر عباسی، در سدۀ ٢ ق/ ٨ م، عرب نژادهای از بنی سهم از شاخههای اصلی قريش. او در مكه به دنيا آمد و همانجا رشد يافت. در جوانی پدر خود را از دست داد و مادرش با موسيقیدانی به نام عبدالله ابن وهب، معروف به سياط ازدواج كرد. چنين مینمايد كه اين پيوند، مسير زندگی آيندۀ اسماعيل را دگرگون ساخت و او كه پيش از آن به آموختن قرآن و حديث و فقه روی آورده بود، به حرفۀ سياط گراييد و در زمرۀ شاگردان وی درآمد (ابوالفرج، ٦/ ٧). ابن جامع، گذشته از پدر خواندهاش، نزد يحيی بن مكی نيز شاگردی كرد و آنگاه كه سياط مكه را به قصد بغداد ترك گفت و به دربار مهدی خليفه راه يافت، ابنجامع نيز در سلك ملازمان هادی و هارون، پسران خليفه، درآمد (فارمر، ١١٥). خليفه بيم داشت كه علاقۀ فرزندانش به خنياگری مايۀ مخالفت شديد و آشكار پيشوايان دين و مردم با عباسيان گردد، زيرا تا آن وقت شاعران و خنياگران را در دربار آنان چندان راه نبود و خليفگان پيش از او، روزگار را با تظاهر به شريعت خواهی گذرانده بودند. ازاينرو، ابنجامع را به خشونت از ملازمت خليفه زادگان بازداشت و به ويژه او را به سبب آنكه مردی قرشی است كه به خنياگری روی آورده، سخت نكوهش كرد و طردش ساخت (ابوالفرج، ٦/ ٧٤؛ نويری، ٤/ ٣٠٦). ابن جامع به مكه بازگشت و تا پايان زندگی مهدی در همانجا ماند. خليفۀ جديد، موسی الهادی بلافاصله پس از آنكه به خلافت نشست، ابن جامع را به بغداد خواند (ابوالفرج، ٦/ ٧٣) و از آن پس دوران واقعی كامرانی و شادخواری عباسيان، با حضور رامشگران و خنياگرانی چون ابراهيم موصلی و ابنجامع كه سپس به وسيلۀ هارون در طبقۀ نخست موسيقیدانان جای گرفتند (جاحظ، ٤٥)، آغاز گشت. داستانهای بسياری از ابنجامع و سبك خوانندگی و صدای او، نيز رقابتهايی كه ميان ابن جامع و ابراهيم موصلی بود، نقل شده است (ابوالفرج، ٦/ ٦٩ به بعد). گذشته از رقابتی كه بيشتر مايۀ تقرب به خليفه داشت، به نظر میرسد كه ابن جامع و ابراهيم موصلی هر يك نمايندۀ سبك ويژهای بودند. ابراهيم موصلی نمايندۀ مكتب قدما در اين فن بود، درحالیكه ابن جامع را نماينده و پيشوای مكتبی كه بسی ديرتر در اروپا به صورت رومانتيسم پديدار گشت، دانستهاند (قس: فروغ، شم ١٩، ص ٧، شم ١٧، ص ١٣). صدای بس حزنانگيزش چنان دل هارون الرشيد را ربوده بود، كه يك بار فضل بن ربيع را واداشت تا در مجلس خنياگری، ابنجامع را به دروغ از مرگ مادرش بياگاهاند تا وی در رثای مادر، آوازی سوزناك برخواند (ابوالفرج، ٦/ ٧٦). ابن جامع كه پيش از اقبال به موسيقی، تحصيل علوم دينی میكرد، در همان روزگاری هم كه به خوانندگی شهره بود، در فقه و حديث دستی قوی داشت و قرآن را از بر بود (همو، ٦/ ٦٩) و نماز بسيار میخواند و دوست میداشت كه در زی فقيهان ظاهر شود. آگاهی او از فقه و قرآن و حديث باعث شد كه قاضی ابويوسف، قبل از آنكه از حرفۀ ابن جامع آگاه شود، او را به عنوان فقيهی مكی سخت گرامی بدارد (همو، ٦/ ٦٩، ٧٠). با اينهمه، به قمار و سگبازی سخت دلبسته بود و چنانكه خود میگفت اگراين دو كار، مرا مشغول نمیداشت، همۀ خنياگران را از نان خوردن میانداختم (همو، ٦/ ٧٠). اما از سخا و دهش تهی نبود و وقتی به مكه رفت مال بسيار ميان مسكينان پراكند (ابن عبدربه، ٦/ ٩).
ابنجامع، ابراهيم موصلی و فليج بن عورا، سه تن از مهمترين و قديمترين سازندگان اغانی در عصر عباسیاند (GAS, I/ ٣٧٠). اينان كتابی به نام المائة صوت المختارة، را برای هارونالرشيد گرد آوردند (ابوالفرج، ١/ ٢، ٣) كه ابوالفرج اصفهانی بنيادكار اغانی را بر آن گذاشته است (همانجا؛ GAS، همانجا). ابراهيم موصلی، موسيقیدان نامدار عصر، به رغم رقابتی كه با ابن جامع داشت، به مهارت و برتری او معترف بود (ابوالفرج، ١/ ٦، ٧) و نيز موسيقیدانان معاصر آنان هم، آوازِ ابن جامع را صدايی خوش و شيرين (ابنعبدربه، ٦/ ٣٢) كه پای را میبندد و عقل را میرماند (رفاعی، ١/ ١٧٩)، وصف كردهاند. حتی ابراهيم بن مهدی (ه م) كه خود موسيقیدانی بزرگ بود، به ابن جامع اقبالی تمام داشت (ابوالفرج، ٦/ ٧٢) و هيچ كس را از او برتر نمیدانست (نويری، ٤/ ٣٠٦). از پايان كار و درگذشت ابن جامع آگاهی در دست نيست، ولی گفتهاند كه در ١٨٧ ق/ ٨٠٣ م درگذشته است.
مآخذ
ابن عبدربه، احمد بن محمد، العقد الفريد، به كوشش احمد امين و ديگران، قاهره، ١٣٦٩ ق؛
ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، اغانی، بيروت، ١٩٧٠ م؛
جاحظ، عمرو بن بحر، التاج، به كوشش فوزی عطوی، بيروت، ١٩٧٠ م؛
رفاعی، احمد فريد، عصر المأمون، قاهره، ١٣٤٦ ق؛
فروغ، مهدی، «موسيقیدانان ايرانی در دورۀ اسلام»، هنر و مردم، شم ١٧، اسفند ١٣٤٢ ش، شم ١٩، ارديبهشت ١٣٤٣ ش؛
نويری، شهابالدين احمد، نهاية الادب، قاهره، وزارة الثقافة و الارشاد القومی؛
نيز:
Farmer, Henry George, A History of Arabian Music, ١٩٧٣; GAS.
صادق سجادی