خواستهاى شيعيان افغانستان - دارالانشاى شوراى مركزى حركت اسلامي افغانستان - الصفحة ٤١ - سوم - خودمختارى فدرالى
حكومت اسلامى كه به دست چون طالبان فعلى نيافتد. كه نه بينش سياسى، نه دانش دينى، نه استقلال فكرى و نه طرح و برنامهريزى براى فعال كردن ادارات دولتى و احياى اقتصاد و تأمين وسايل زراعت و صنعت دارند ... و بدون احساس ذرهاى از مسئوليت قدرت، تنها زنان را از حمام رفتن منع مىكنند و تأكيد بر درازى ريش دارند و در نتيجه اسلام را به نام اسلام و در حقيقت به تحجرگرايى خود، بدنام مىسازند.
و به يك كلمه، حكومت اسلامى كه به دور از افراط و تفريط باشد" وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً"، حكومت اسلامى كه زمامداران آن عميقا به اسلام پايبند باشند و اسلام را در همه ابعادش آهستهآهسته ولى با پيگيرى و استمرار مناسب پياده كنند و كشور را در بعد سياسى و اقتصادى و عدالت اجتماعى از قرون وسطى بيورن كرده، به نزديكىهاى (حداقل) قرن نوزده برسانند! چون رسيدن ما به قرن بيست، طفره است و طفره از نظر فلاسفه محال است و شعار دادن درد مردم را دوا نمىكند.
سوم- خودمختارى فدرالى
ما خواهان يك حكومت مقتدر مركزى هستيم و فيدرالى و تقسيم