چگونه مبلغ خوبى باشيم
(١)
هويت كتاب
١ ص
(٢)
فصل اول وجوب امر به معروف و نهى از منكر و ارشاد
٥ ص
(٣)
فرق امر به معروف و نهى از منكر با ارشاد
٦ ص
(٤)
فصل دوم شرايط مبلغ
١٠ ص
(٥)
شرط اول
١٠ ص
(٦)
شرط دوم
١١ ص
(٧)
شرط سوم
١٦ ص
(٨)
شرط چهارم
١٩ ص
(٩)
شرط پنجم
٢١ ص
(١٠)
شرط ششم
٢٢ ص
(١١)
شرط هفتم اينكه از سخنان تفرقه انگيز دورى نمايد
٢٢ ص
(١٢)
شرط هشتم كه شجاعت و شهامت داشته باشد
٢٧ ص
(١٣)
شرط نهم درجه بندى توانستن مسايل روز
٢٨ ص
(١٤)
شرط دهم فهم مقدمات تبليغ
٢٩ ص
(١٥)
شرط يازدهم امانت دارى وقت حاضرين مجلس
٣٠ ص
(١٦)
فصل سوم شرايط كمال تبليغ
٣٣ ص
(١٧)
1 - مستمعين را در خطابات مورد احترام قرار داده
٣٣ ص
(١٨)
2 - مطابق فهم مردم صحبت كند
٣٤ ص
(١٩)
3 - مراعات اقتضاى حال
٣٦ ص
(٢٠)
4 - فصاحت كلام
٣٧ ص
(٢١)
5 - خواندن اشعار
٣٨ ص
(٢٢)
8 - خندانيدن و گرياندن
٣٩ ص
(٢٣)
9 - حفظ موقعيت و شخصيت
٤٠ ص
(٢٤)
10 - دلسوزى و دوستى مبلغ
٤٢ ص
(٢٥)
11 - جملات اول سخنرانى
٤٣ ص
(٢٦)
12 - مبلغ، موضوعات مورد ابتلاى هميشه گى مردم را بيش تر مورد صحبت قرار دهد،
٤٤ ص
(٢٧)
13 - آگاهى از پاره اى از مسايل علمى و سياسى
٤٥ ص
(٢٨)
فصل چهارم كدام مطالب در محدوده تبليغ قرار دارد؟
٤٨ ص
(٢٩)
فصل پنجم خصوصيات كشور ما در مورد تبليغ
٥٩ ص
(٣٠)
فصل ششم تبليغ قلمى
٧٠ ص
(٣١)
خاتمه در بيان پاره اى از آيات و احاديث و داستانهاى متعلق به تبليغ
٧٣ ص
(٣٢)
الف) آيات مباركه
٧٣ ص
(٣٣)
ب) احاديث
٧٨ ص
(٣٤)
ج - داستانى هاى تبليغى
٨٢ ص

چگونه مبلغ خوبى باشيم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٣ - ١١ - جملات اول سخنرانى

جمعى از مبلغين تنها توقع دارند كه مردم دست آنان را ببوسند و متواضعانه به او كمك مالى كنند، و هيچگاه فكر نمى‌كنند كه خود آنان بايد در حق مردم دلسوزى داشته باشند و با دل پرمحبت پاره‌اى از مشكلات اجتماعى و اخلاقى آنان را برطرف كنند مبلغين نصرانيت منسوخ، سراغ مردم فقير دهاتى مسلمانان مى‌روند و براى مواشى و اطفال آنان دوا مى‌برند و با تواضع و خوش‌خلقى ظاهرى با آنان برخورد مى‌كنند و موقع بيرون رفتن يك كتاب انجيل را به آنان اهدا مى‌كنند، و بدين ترتيب به ترويج دين محرف خود مى‌پردازند.

تواضع مبلغ و دلسوزى اوبه مردم مسلمان و محبت او به رواج دين در تدين مردم، تأثير به سزايى دارد.

١١- جملات اول سخنرانى‌

هميشه بايد جذاب باشد تا از اول توجه حاضران را به خود جمع كند و افكار پريشان و پراكنده آنان در تصرف خود آورد، تا كلام او موثر واقع گردد. يك مرد متدين و ثروتمند روزى در قندهار مى‌گفت، مردمى كه در جلسه سخنرانى جمع مى‌شوند هركدام به يك مشكلى گرفتاراند، يكى فكرش به طرف همسايه شريرش است، يكى مريضى زن و دواى دكتر، فكر او را مشغول نموده، در خانه سومى آرد و مواد خوراكى تمام شده و پول خريدن آن‌ها را ندارد، و هكذا اگر مبلغ و سخنران قدرت‌