فرهنگ نامه امنيت ملى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٨ - ٢/ ٣ ناسپاسى
مردمانى بودند كه آبادىهاى به هم پيوسته داشتند، چونان كه يكديگر را مىديدند.[١] رودهاى روان و املاكِ فراوان داشت. امّا نعمتهاى خداوند عز و جل را ناسپاسى كردند و عافيت خدا را كه از آن برخوردار بودند، دگرگون ساختند. خدا هم نعمتى را كه به آنها داده بود، دگرگون ساخت. «خداوند، [نعمت] هيچ قومى را دگرگون نمىسازد، مگر آن گاه كه خودشان، آنچه را دارند [از نعمت]، دگرگون سازند». پس خداوند، سيل ويرانگرى را بر آنان فرستاد كه آبادىهايشان را زيرِ آب فرو بُرد و خانههايشان را ويران نمود و اموال و املاكشان را بُرد و به جاى باغهايشان، دو باغ با ميوههاى تلخ و شوره گز و نوعى از كُنار تُنُك به آنان داد. سپس فرمود: «اين را به سزاى آن كه كفران نعمت كردند، به آنانْ جزا داديم، و آيا جز ناسپاس را به مجازات مىرسانيم؟».
٥٥. جمال الاسبوع- در دعاى روز پنج شنبه-: بار خدايا! تو را ستايش، كه معبودى جز تو نيست. تو در كتابت فرمودى: «و خدا، آبادىاى را نمونه آورد كه امن و آرام بود و روزىاش از هر سو فراوان مىرسيد. پس نعمتهاى خدا را ناسپاسى كردند و
[١]. يا: از اين آبادى آن آبادى را مىديدند.