فرهنگ نامه امنيت ملى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢ - ٢/ ١ اختلاف
جدا بودند، بينديشيد، در شبهايى [و روزگاران تاريكى] كه كسراها و قيصرها ارباب آنها بودند و آنان را از كشتزارها و درياى عراق (دجله و فرات) و اراضى سرسبز و خرّم به جاهايى راندند كه رويشگاهِ دِرَمنِه و خيزشگاه تندبادها بودند و زندگى در آنها سخت بود. آنان را [در اين اماكن] نيازمند و مستمند، رها كردند و يار و همراه زخم و كُرك [شتر] شدند، در بدترين سراها و بىآب و علفترين سرزمينها به سر مىبردند، زير بار مِهترى گِرد نمىآمدند، و نه در سايه [الفت و] همبستگىاى بودند كه بر قدرت آن تكيه كنند. اوضاع، آشفته بود، و دستها پراكنده، و تفرقه بيداد مىكرد، در رنج شديد و جهلِ مطلق مىزيستند، دختران را زنده به گور مىكردند و بت مىپرستيدند و رشتههاى خويشاوندى را مىبُريدند و غارتگرى مىكردند.
سپس بنگريد به نعمتهايى كه خداوند، هنگام فرستادن پيامبرى به سوى آنان، ارزانىشان داشت: اطاعت آنان را از آيين خود، بر عهدهشان گذاشت و بر گِرد دعوت خود، همدل و همداستانشان نمود، و نعمت بالِ كرامتش را بر سرِ آنان گسترانيد و جويبارهاى نعمتهايش بر ايشان، روان ساخت، و اين آيين (اسلام) با فوايد و حاصلهاى بركت خود، آنان را فرو گرفت و در نعمت آن