صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩٠ - رژيم شاهنشاهى، منشأ همه مفاسد
- آن طورى كه براى ما دارند نقل مىكنند از بچههاى تازه به زبان آمده تا بزرگها و جوانها و پيرها و اينها، از دختر بچهها و پسر بچهها تا زنها و خانمهاى بزرگ و مردهاى بزرگ و آدمهاى ديگر؛ اينها همه الآن كانَّهُ يك برنامه الهى در كار بوده است. دست بشر همچو قدرتى ندارد كه اين طور مردم را بيدار كند كه همه طبقات و همه بچهها و بزرگها، اينها با هم به يك راه بروند. اين يك مطلب غير عادى است؛ كانَّهُ لطفى از جانب خداى تبارك و تعالى است به ملت ايران كه با اين نهضتى كه كردند و با اين وحدت كلمه ان شاء اللَّه مقاومت كنند.
رژيم شاهنشاهى، منشأ همه مفاسد
و اين فسادى كه در ايران پيدا شده است كه همه فسادها زير سر رژيم شاهنشاهى بود در تاريخ، از اولى كه رژيم شاهنشاهى پيدا شده است تا حالا كه ما مشاهده مىكنيم، هر چه مَفْسَده بوده است، رژيم شاهنشاهى اين مفاسد را ايجاد كرده، منتها هر وقت به اقتضاى خودش؛ يكوقت اقتضايش يك نحو بوده است و در اين عصرى كه، در اين عصرى كه من درك كردم و گمان دارم هيچ كدام از آقايان درك نكردهايد، ابتلاى به رضا خان [است] كه انگليسها آن وقت رضا خان را آوردند و كودتا درست كردند و مسلط كردند رضا خان را بر ملت. مأمور اجراى مقاصد اجانب بود او. از آن طرف، اجراى مقاصد آنها را مىديد موقوف است به اينكه طبقه روشنفكر، طبقه علما، طبقه متدينين، اينها را بكوبد و از بين ببرد؛ از آن طرف هم چون آن منافع موقوف به اين بود، عمل كرد به اين كار [تا] منافع را به جيب آنها بريزد و خدا مىداند كه ما چه مصيبتها در زمان آن پدر كشيديم؛ و همهمان هم كه الآن مشتركيم در اينكه در زمان اين پسرى كه خلف آن پدر است. اين حقاً پسر رضا خان است، يعنى همه خاصيتهاى فسادى كه در پدر بود در اين هم هست به اضافه يك چيزهاى ديگر، به اضافه سالوسى. رضا خان يك آدم قلدرى بود و همهاش قلدرى مىكرد؛ ملت هم آن وقت در مقابلش هيچ ايستادگى نداشت؛ يعنى كم بود، البته بود اما كم بود. به اين ترتيبى كه الآن هست نبود آن وقت، لكن رضا خان ديگر خودش را نمىچسباند به اسلام و به قرآن و به احكام مبين اسلام؛ ديگر رياكارى نمىكرد. سرنيزه بود و مىزد و مىرفت. ايشان آن جهات را دارد؛ يعنى با