صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٥ - رفراندم انقلاب سفيد
ان شاء اللَّه آنها را زنده بدارد، چنانچه الآن زنده هستند و زندگى شان تا ابد ثبت است؛ و خداوند حوزه علميه قم را زنده بدارد و زندگىاش تا ابد ثبت است- اينها الآن كه ما اينجا آرام نشستهايم، آنها در فعاليت و تلاطمند. الآن مشهد چه بساطى است، ديگر من الآنش را نمىدانم اما تعطيل بود. آذربايجان چه بساطى است، من نمىدانم لكن تعطيل بوده. قم سرتاسر- آن طورى كه اطلاع دادند- حتى يك بقالى باز نيست، سرتاسر قم تعطيل عمومى است. تهران نود درصد تعطيل است. تعطيل تهران يك چيز آسانى نيست كه ما توهّم بكنيم؛ تعطيل تهران تعطيلى است كه مشت به دهان اين ياوه گوها مىزند.
رفراندم انقلاب سفيد
آنهايى كه مىگفتند كه شش ميليون جمعيت با ما موافق هستند و رأى دادند به انقلاب سفيد! آن وقت هم كه مىگفتند جزاف [١] بود. من فرستادم آدم به تهران- آن وقت ما ايران بوديم- من اشخاصى فرستادم به تهران كه آن روزى كه رفراندم- به اصطلاح خودشان- مىشود وضع چه جورى است. اينهايى كه آمدند به ما گفتند بيش از دو هزار تا آنجا نيامد. اين دو هزار تا هم مأمورين خودشانند. اينهايى كه مىگفتند شش ميليون جمعيت ايران با ما هست؛ باقىاش هم آنهايىاند كه ديگر رأى بده نيستند، پير مردها و زنها و بچهها و اينها، و ما «به اتفاق آرا» ... مكرر شاه در هر جايى كه رسيده است گفته است كه ملت با من هستند؛ يك چند نفر هستند كه اينها ماركسيست اسلامى هستند، اينها گاهى يك چيز ديگرى مىگويند و الّا ملت است و من! حالا هم شما خواهيد ديد كه دنبال همين سرتاسر تعطيلى باز هياهويشان راه مىافتد. يك بازى در قم در مىآورند؛ چنانكه در آوردند قبلًا دنبال آن تعطيلىِ جلو كه يك هفته قم و يك هفته اصفهان- هشت روز اصفهان از قرارى كه گفتند- و تهران هم يكى دو- سه روز كه يك روزش تمام تعطيل كردند و اعتراض كردند، دنبالش راه افتادند و اتوبوسها را پر كردند از اين بيچارههاى بىاطلاع. يك دسته كه مأمورينشان بودند بخشنامه صادر كردند به همه
[١] گزاف، بيهوده.