صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٠ - ملى كردن، سرپوشى بر غارت ذخاير كشور
است. ديگر الحمد للَّه همه اتومبيل دارند، همه پارك دارند، همه چه. آقا، اينها دار و دسته خود همينها هستند و اين چپاولگرهايى كه دارند مردم را غارت مىكنند. كىْ مردم عادى اين طور هستند؟ زاغهنشينها را برويد ببينيد، چادرنشينها را برويد ببينيد، برويد جنوب شهر را [ببينيد]. حتى شمال شهر هم هست؛ اين طور است. در خيابان آيزنهاور [١] هم يكى از مناطقى است كه چادرنشين يا زاغهنشين دارد. برويد نگاه كنيد اينها را بعد بگوييد كه ترقى كرده است و ما نزديكيم كه به دروازه تمدن بزرگ برسيم و خير، همين روزها ديگر جشنش را هم خواهيم گرفت!
ملى كردن، سرپوشى بر غارت ذخاير كشور
اين از اين طرف. اين زاغهنشينهاى ما و اين بدبختهايى كه در ايران هست. از آن طرف، با اسم ملى كردن جنگلها، ملى كردن مراتع، ملى كردن آبها، ملى كردن رودخانهها، آبهاى زيرزمينى، تمام جاهاى خوب را به شركتهاى بزرگ امريكايى يا صهيونيستى يا انگليسى دادند. دشتهايى براى مرتع جورى بوده است كه مىگويند كه- نوشتند، الآن نوشتهاش پيش من است- نوشتند كه وقتى كه شوهر ملكه انگلستان آمد، رفت از دشتِارْژَن [٢]، فقط ملاحظه كرد آنجا را گفت كه بهترين جايى است، كه در دنيا بهترين مرتع است از براى دامپرورى هر جور دامى. اين را ملى كردند، و بعد هم به انگليسها دادند. و الآن هم- آن طور كه به من نوشتند، الآن نوشته موجود است- بعد هم، ملكه انگلستان با يك عده از ثروتمندهاى آنجا و شركتهاى آنجا، آنجا را دارند چه مىكنند براى دامپرورى كه گوشت درست كنند. حالا براى خارج درست كنند يا به ما هم يك مقدارش را بدهند، خدا مىداند. دشت عمران، كه اطراف قزوين است، مىگويند بهترين جاست از براى زراعت. تمام مردم آنجا را از آنجا كوچ دادند و آوردند بيرون، دادند دست يهوديها، صهيونيستها؛ دادند دست آنها. آنها الآن دارند آنجا استفاده مىكنند؛ شركتهاى امريكايى و صهيونيستى دارند در آنجا بهرهبردارى مىكنند. و اين
[١] از خيابانهاى تهران، بعد از پيروزى انقلاب به نام آزادى خوانده شد.
[٢] دشتى وسيع از ييلاقات كازرون در استان فارس.