صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٦ - ادعايى بىاساس
دانشجوها كه بايد محروم باشند؟ چه احترامى اينها براى فرهنگ قائل هستند؟ چه احترامى از براى ارتش قائل هستند؟ اينها كه ارتش را به خيال خودشان از دار و دسته خودشان مىدانند، چه احترامى براى ارتش قائل هستند؟ ارتشى كه در تحت اسارت مستشارهاى امريكا باشد؛ آنها را مصون كنند و اينها را تحت سيطره آنها قرار بدهند! اين چه اهانتى است بر ارتش ايران؟ چه ذلتى است از براى ارتش ايران؟ از براى صاحب منصبها؟ چرا اين صاحب منصبها اين قدر به ذلت تن در مىدهند؟ چه شده است كه بيدار نمىشوند و كار اين آدم را زار نمىكنند و اين را نمىفرستندش به محلى كه بايد برود؟ اينها احترام براى چى قائل هستند؟ به چه قانونى اينها عمل مىكنند؟ بيايند به قانون چنگيزى با ما عمل بكنند. يك عنوانى توى كار باشد، يك قانونى توى كار باشد. هرج و مرج! الآن ايران با هرج و مرج دارد مىگذرد.
دستگيرى مردم، از ترس فرارسيدن ١٥ خرداد!
١٥ خرداد نيامده، از قبل از اينكه- چندين روز مانده به ١٥ خرداد- براى اينكه مبادا در ١٥ خرداد يك چند نفرى ناله كنند و شكايت كنند از كشتارى كه در ١٥ خرداد شد، از جناياتى كه با امر خود شاه- با امر خود شاه- در ١٥ خرداد شد و خودش فرمانده نيروها بود براى كشتار مردم، براى اينكه مبادا يك نالهاى بكنند مردم، مبادا يك صحبتى بكنند مردم، قبل از اينكه حالا ١٥ خرداد بيايد، مشغول گرفتن مردم هستند. الآن تهران عدهاى را گرفتند، قم عده زيادى را گرفتند از طلاب، از مردم، حتى از جوانهاى كوچك، بچهها. اينها هر كس را توى راه مىگيرند؛ مىگويند مىگيرند اينها را و شهربانى قم را مىگويند ديگر جا ندارد از بس كه جمعيت در آن هست؛ انباشته شده.
ادعايى بىاساس
اين چه وضعى است كه در ايران هست؟ اين چه آزادى است كه اعطا فرمودهاند آزادى را؟! مگر آزادى اعطا شدنى است؟! خود اين كلمه جرم است. كلمه اينكه «اعطا كرديم آزادى را» اين جرم است. آزادى مال مردم هست، قانون آزادى داده، خدا آزادى داده به مردم، اسلام آزادى داده، قانون اساسى آزادى داده به مردم. «اعطا