صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٣ - انگليس، ارباب رضا خان
جنايات انگليس و امريكا
ما مىبينيم كه اين امريكا كه امضا كرده است همين معنا را، اين انگلستان كه اين قدر از آن تعريف مىكنند و از تمدنش تعريف مىكنند و از دموكراسى بودنش تعريف مىكنند، و اين هم جز تبليغات خود آنها و شيطنت خود آنها چيز ديگرى نيست كه با شيطنت و با تبليغات اينها به مردم باور آوردهاند كه در رأس دموكراسىْ انگلستان است و مشروطيت به معناى حقيقىاش در انگلستان است، اينها به واسطه تبليغاتى كه داشتند به خورد مردم دادند اين معنا را؛ و ما ديديم كه انگلستان با هندوستان، پاكستان و دوَل استعمارى خودش چه كارها و چه جنايتها در آنجا كردهاند. و اين همين امريكاست كه مىبينيد در اسرائيلش كه نگاه مىكنيم- آنجا را به وجود آوردند- اينها با مسلمين چه كردند و دارند چه مىكنند. چه جناياتى به مسلمين، و خصوصاً شيعه، اينها چه جناياتى كردهاند و دارند مىكنند. از آن طرف يك مأمورى هم گذاشتهاند در مصر به اسم سادات، كه اين هم فعاليتهايش فعاليتهاى استعمارى است. و چند وقت پيش از اين رفت به اسرائيل و حرفهاى آنها را مثلًا چه بكند.
انگليس، ارباب رضا خان
از آن طرف در اين پنجاه سالى كه ما ياد داريم، در اين پنجاه سال عزاى ايران، در اين پنجاه سال مصيبت ايران كه از اين خاندان روسياه به اين ملت وارد شد، اين انگلستانِ بشر دوستِ دموكراتِ امضاكننده اعلاميه حقوق بشر، به حَسَب اقرار خودش، رضا شاه را به سلطنت رساندند. و قريب بيست سال ماها در زحمت بوديم و ملت اسلام در زحمت بود. و محو آثار شريعت را مىخواست بكند. البته موفق نشد اما بنا بر اين بود؛ براى اينكه هر صدايى كه از آن بوى اسلام مىآمد، هر تبليغى كه از آن بوى اسلام مىآمد، درِ آن بسته شده بود.
و اين امريكايى كه امضا كرده است اين اعلاميه حقوق بشر را، بر ما مسلط كرده است، بر ايران مسلط كرده است يك آدمى را كه خَلَف صالحى است از براى آن پدر. اين شاه موجود ما در اين مدتى كه در رأس حكومت بوده است و ايران را به صورت يك