صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٠ - فحشا در جشن هنر شيراز
وقت مىخواهند يك صحبتى بكنند؟ يك حرفى بزنند؟ يك اعتراضى بكنند؟
و خوشمزه اين است كه خود سازمانها و خود دولت و خود مردكه كذا [١]، همين معنا با رضايت آنهاست، (بىاذن آنها مگر امكان دارد يك همچو امرى واقع بشود؟ يك همچو فحشايى واقع بشود؟) خود آنها اين كار را مىكنند بعد روزنامه نويس را وادار مىكنند كه انتقاد كند كه كار قبيحى بود، كار وقيحى بود. حالا به گوش مردم برود، آنجا به چشم مردم بخورد، اينجا هم به گوش مردم بخورد كه يك خرده آرام بشوند [و] آتشها- اگر باشد- خاموش بشود. فردا هم در تهران- خداى نخواسته- اين كار خواهد انجام گرفت و نه آخوندى و نه سياسىاى و نه دكترى و نه مهندسى و نه ديگرى اعتراض نمىكند. اينها بايد اعتراض بشود؛ بايد گفته بشود. اگر ملتها همه با هم، ملت همه با هم، مطلبى را اعتراض كنند و احكام اسلام را بايستند و بگويند، امكان ندارد كه همچو قضايايى واقع بشود. اينها واقع مىشود از سستى ما و از ضعف ما و استفاده از ضعف ما. [مىگويند] اينها يك دستهاى هستند ضعيف و بيچاره! در صورتى كه قوه داريد شما؛ شما پشتوانهتان ملت است. ملت باز مسلمان است، اين ملت مسلمان علاقه دارد به اسلام، علاقه دارد به روحانى اسلام. روحانى اسلام بايد خدمت بكند؛ اگر خدمت نكند، مردم عمل روحانى با او نمىكنند.
در هر صورت، اسلام همه اين معانى را دارد و جامع تمام جهات مادى و معنوى و غيبى و ظاهرى هست، براى اينكه انسان داراى همه مراتب هست. و قرآن كتاب انسانسازى است؛ انسان چون بالقوه همه مراتب را دارد، كتاب خدا آمده است كه انسان را انسان كند و همان طورى كه جامعهاش را اصلاح بكند، خودش [را] هم كامل كند تا برسد به مرتبه عالى. و نبايد آن طايفه به اين طايفه تعرض كنند، و اين طايفه به آن طايفه. اينها هر كدام مسئلهاى است خودش مستقل؛ مسئلهاى است على حده. تو عقلت نمىرسد كه مثلًا فقه چيست، چرا به فقه جسارت مىكنى؟ تو عقلت نمىرسد، تو عقلت نمىرسد
[١] شاه.