حقوق متقابل مردم و حکومت - قدردان قراملکی، محمدحسن - الصفحة ٥ -           تفكيك التزام اعتقادي و عملي
حضرت در نامهاي به يكي از واليان خود ميفرمايد:
همانا حكمراني تو طعمه نيست بلكه امانتي در گردن تو است.
لازمه حق داشتن مردم در حكومت و برگزيده بودن حاكمان از سوي آنان،حق انتخاب حكومت و حاكم است. حضرت در اشاره به اين حق ميفرمايد:
اي مردم، همانا حكومت متعلق به شما است و ديگران در آن حقندارند؛ مگر كساني كه شما حكومت را به آنان واگذار كنيد.
حكم خدا و اسلام اين است كه ]مردم[ بعد از مرگ يا قتل رهبر خود،كاري انجام ندهند، سخني نگويند و هيچ كرداري نياغازند، مگر اين كهبراي خود امامي برگزينند.
حضرت در جاي ديگر اصل شورا براي انتخاب حاكم را ميپذيرد و آن رارضايت الاهي ميخواند. نكته قابل اشاره اين كه اصل فوق حق طبيعي جامعهاست. انتخاب و رضايت مردم در مشروعيت الاهي حكومت معصومان شرطاِعمال حاكميت و حكومت است؛ يعني معصومان از سوي خداوند به مقامحكومت برگزيده شدهاند؛ اما حكومت آنان به وجود زمينه و بستر مناسب(رضايت و پذيرش مردم) مشروط است؛ به عبارت ديگر، خداوند به نقشرضايت و پذيرش مردم در تحقق حكومت الاهي معصومان عنايت داشتهاست. اين پديده را ميتوان مشروعيت سياسي، در مقابل مشروعيت الاهي،خواند. توضيح بيشتر آن در ابتداي فصل دوم خواهد آمد.
٣. نظارت و انتقاد
حقوق مردم تنها در انتخاب حكومت و حاكم و تشكيل حكومت دينيمنحصر نيست. مردم صاحب امانت و حق شمرده ميشوند؛ از حق نظارت وانتقاد برخوردارند و ميتوانند، در صورت تخلف حكمرانان از موازين تعيينشده و سودمند نيفتادن نظارت و انتقاد، در مسير بركناري حاكم گام بردارند.امام علي(ع) با آن كه امام معصوم بود، از مردم ميخواست پيوسته از حقنظارت و نصيحت خود استفاده كنند:
اي مردم، از گفتار حق و رأيزني عادلانه دريغ نكنيد؛ زيرا من فوقخطا شمرده نميشوم و از آن مصون نيستم؛ مگر اين كه خداوندياريام كند.
حضرت، در جاي ديگر، از مردم ميخواهد بر اعمال حاكمان ونمايندگانش، مانند ابن عباس كه يك شخصيت علمي و مفسّر قرآن بود،نظارت كنند و در صورت مشاهده خلاف، وي را در جريان قرار دهند تابركنارش سازد. آن بزرگوار از نقد و اندرز مردم استقبال ميكرد وميفرمود:
من به فضل و ارزش شخص مطيع و نيز به حق شخص ناصح آگاهم.
امام از مردم ميخواهد، براي رشد و ياري حكومت، راهنمايي ونصيحتهاي خود را پيوسته و آشكار و پنهان به وي ارائه دهند.
حق انگاري نظارت و انتقاد براي مردم در صورتي است كه در قالبراهنمايي و دلسوزانه و به تعبير خود حضرت «مقاله بحق» و «مشورت بعدل»باشد، اما اگر فراتر از انتقاد باشد و در قالب تضعيف حكومت و حاكم درآيد،در اين صورت به عنوان يك حركت مخالف تلقي خواهد شد. در بحثآزادي مخالفان گذشت كه اين نوع نقدها و هجمهها به حكومت از سويمخالفان باز براي حكومت بايد قابل تحمل باشد مادامي كه مخالفان در صددبراندازي نظام حق بر نيايند.
بايد توجه داشت، نصيحت به معناي خيرخواهي ميتواند در شمار حقوق مردم بر حكومت و حقوق حاكم بر مردم جاي گيرد؛ يعني نفس آزادي انتقاد ونقد قدرت از حقوق مردم است؛ اما نصيحت به معناي خيرخواهي و ارائهراهكارهاي نظري و راهبردي براي بهتر اداره كردن كشور در عرصههايمختلف از حقوق حكومت است؛ به اين معنا كه حكومت از مردم، به ويژهمتخصصان و فرهيختگان، انتظار دارد به يارياش شتابند. ناگفته پيدا است،مردم بايد در برابر اين حق حكومت احساس مسؤوليت كنند و در صورتقصور و سستي، نزد خداوند مسؤول خواهند بود.
تفكيك التزام اعتقادي و عملي
البته نبايد موضوع اطاعت از حكومت و انتقاد از آن را، به ويژه در گسترهاحكام حكومتي در عصر غيبت، درآميخت. در حكومت ديني، وظيفهشهروندان اطاعت از حكومت ديني است؛ اما اهل نقد و نظر ميتوانند، دركنار اطاعت از حكمي كه مخالفت نظري خود را بر آن ابراز كردهاند، به تبيينادله نظر خويش بپردازند؛ به ديگر سخن، بايد «موافقت عملي» را از «موافقتنظري» تفكيك كرد. حكمت اين كار معصوم نبودن حاكم و باز بودن راهاجتهاد در اسلام است كه فقيهاني چون شيخ انصاري و صاحب جواهر بداناشاره كردهاند.